۱۳۹۶ مرداد ۹, دوشنبه

صورت مسأله اصلی در تحریمهای جدید رژیم و سپاه پاسداران؟

محمدعلی توحیدی

سؤال: لایحه تحریم رژیم و سپاه پاسداران که در مجلس نمایندگان آمریکا تصویب شده بود، در سنا هم به تصویب رسید. خامنه‌ای اما سکوت کرده است. روحانی هم دو روز پیش نکته‌یی گفته که من می‌خواهم بر اساس صحبت او سؤالم را مطرح کنم. اجازه بدهید صحبتهای روحانی را بشنویم.


تلویزیون رژیم، روحانی: «اگر دشمن بخشی از عهد را زیر پا گذاشت، ما هم بخشی را زیر پا می‌گذاریم. اگر همه عهد را زیر پا گذاشتند، ما هم همه‌ عهد را زیر پا می‌گذاریم. ما باید همیشه بنیة دفاعی‌مان را تقویت و قوی کنیم. تمام سلاحهای دفاعی‌مان را بدون توجه به نظر ات دیگران، تقویت خواهیم کرد. ما راهمان را برای تقویت بنیة دفاعی ادامه می‌دهیم. ما حتماً پاسخ خواهیم داد و در اولین قدم، مجلس شورای اسلامی قدم‌هایش را در این زمینه برخواهد داست. آن‌طرف اگر کنگره است، این‌طرف هم مجلس شورای اسلامی ما است».
آقای توحیدی! روحانی دارد به مجلس پاس می‌دهد. ظاهراً واکنش بسیار ضعیفی است خامنه‌ای هم که سکوت کرده است. شما وضعیت رژیم و واکنش‌های سران آن را چگونه می‌بینید؟ 
محمدعلی توحیدی: در ورای بحث حقوقی و تکنیکیِ تحریم‌ها، رژیم خودش را در یک وضعیت سیاسی یا استراتژیکی براندازی و سقوط و یا در محاصره مقاومت و خطوط این مقاومت می‌بیند. همین هفته در نماز جمعه‌های رژیم ـ که خامنه‌ای شب جمعه کوکشان می‌کند ـ حرفشان همین بود. احمد خاتمی گفت با یک نقشه مسیر مشخصی دنبال سرنگونی هستند. یعنی این تحریم‌ها و تحولات را هم در آن چهارچوب می‌بیند. در نتیجه، به نظر من رژیم یک وضعیت و حالت شوک دارد؛ قادر به موضعگیری قوی به نفع خودش ـ حتی از موضع تکنیکی و حقوقی هم ـ نیست.
قبلاً حرف‌های عراقچی و ظریف و الآن حرف‌های روحانی را شنیدیم که به مجلس پاس می‌دهد. از آن طرف هم باند خامنه‌ای همین کار را می‌کند. در نماز جمعه‌ها دیدیم که از جهت موضعگیری، آنها هم به اشکال مختلف به دولت پاس می‌دهند. برخی می‌گویند بانک مرکزی هم تحریم می‌شود. علم‌الهدی می‌گوید اصلاً دولت خودش هم شامل تحریم‌ها می‌شود و باید برود کاری بکند. یا شعار می‌دهند که ما هم باید برجام را کنار بگذاریم؛ رفته‌ایم در برجام گیر افتاده‌ایم.
چیزی که می‌توان به آن شوک و نگرانی اضافه کرد، واکنش رژیم از نظر سیاسی است. این مسأله و این ضربه و این شوک، به داخل رژیم ریخته و بحران داخل آن را حول همین موضوع تشدید کرده است.

سؤال: در همین رابطه به‌اصطلاح کارشناس رژیم فؤاد ایزدی نکاتی را گفته است که خوب است ببینیم.


تلویزیون رژیم، فؤاد ایزدی: «این قانون، مادر تحریمها است. به دو دلیل اصلی: دلیل اول این است که یکی از ویژگی‌های قانون کشورهای غرب این است که نهادهای نظامی کشور را ذیل گروه‌های تروریستی قرار می‌دهد. این نهاد نظامی را می‌گذارند وسط. بعد جاهای دیگر کشور را که می‌خواهند تحریم کنند، به‌نوعی به این نهاد متصل می‌کنند. بر اساس ادبیات و متنی که نوشته شده است، مثلاً هر نهادی که بالای سر این نهاد نظامی باشد، دولت بودجه نهاد نظامی را تأمین می‌کند؛ از این جهت به نهاد نظامی متصل می‌شود. این نهاد نظامی که در ریل نیروهای تروریستی می‌رود، برای دولت هم همین اتفاق می‌افتد».
آقای توحیدی! این‌طور که مشخص است، رژیم دو نوع موضعگیری می‌کند. حتماً که ناشی از اختلافات و کشمکش‌هایشان است. اصل حرف و سیاست واقعی رژیم و وضعیت آن چیست؟ 
محمدعلی توحیدی: در خلال همین تصفیه حساب‌ها و کشمکش‌های جناحی، حرف‌ها را بر سر سیاست و وضعیت واقعی رژیم هم می‌زنند. امام جمعه‌های رژیم شعار می‌دهند باید برجام را به‌هم زد و دولت چرا این کارها را کرده است؟ اما از آن طرف دولت روحانی که این پرونده دستش است، در یکی از روزنامه‌هایشان نوشته بود ـ در جواب برخی از این حرف‌ها ـ که قبلاً هم تحریم‌ها به همین شکلی علیه سپاه بوده است. روزنامه شرق نوشته است که «این تحریم‌ها به گسترده‌ترین شکل علیه سپاه پاسداران وجود داشته است». در حالی که این‌ها می‌گویند جدید است و تجمیع بقیه هم نیست. «قبلاً بر مبنای فرمان اجرایی 13224سال 2001نیروی قدس سپاه در لیست گروه‌های حامی تروریستی بوده است». و نتیجه می‌گیرد که: «به هر طریق حساسیت امر ایجاب می‌کند که قبل از هر موضعگیری رسمی از سوی ایران در مورد این مصوبه کنگره یا هر اقدام دیگر دولت آمریکا در ارتباط با برجام، موضوع به‌طور دقیق و حقوقی بررسی شود. روند حل اختلافی که در برجام پیش‌بینی شده، طبعاً روندی پیچیده است و در آن باید هر هفت کشور ذیربط، یک هیأت مشورتی 3نفره و نهایتاً شورای امنیت نظر بدهند. بنابراین هر دعوایی در این زمینه باید از مبانی حقوقی کاملاً محکمی برخوردار باشد».
معلوم است از خلال این حرف‌ها می‌گوید که ما ناگزیر هستیم همان برجام و ساز و کارهایی که در آن هست را ادامه دهیم و قادر نیستیم کار دیگری بکنیم. یعنی مسیر اصلی‌مان همان برجام‌های 1و 2و. باشد. این حرفی است که به‌عنوان سیاست اصلی می‌گوید. حتی وزیر ارشاد کابینه روحانی گفته بود که مگر ما قبلاً در چه وضعیتی بودیم؟ تقریباً یک وضعیت فروپاشی اقتصادی ـ سیاسی را تصویر می‌کند و می‌گوید: «در کشوری که با رشد اقتصاد منفی و تورم منهای شش وهشت دهم (۶.۸ ــ ) روبه‌رو بوده و تورم 6درصدی داشته، گرانی سرسام‌آور بوده و از نظر سیاسی هم وضعیت طوری بوده است که رئیس قوه مجریه رفت مجلس و. ـ اشاره می‌کند به احمدی‌نژاد‌ که دزدی داداش روحانی را برد مجلس خواند و بین لاریجانی و احمدی‌نژاد دعوا شد که بیرونش کردند و شد آن یکشنبه یا جمعه سیاه که خامنه‌ای هم در موردش صحبت کرد ـ و ادامه می‌دهد: «ما در آن زمان در ناکجاآباد سیر می‌کردیم. تنها راه، برجام بوده است. تنها راه رسیدن خاورمیانه به آرامش هم همین برجام است».
در محتوا بالاخره این حرف را می‌زنند که ما باید برجام را ادامه بدهیم. عملاً هم قادر به کار دیگری نیستند. در واقع خامنه‌ای که خودش زیر همان فشارها و قبل از روی کار آمدن روحانی، مذاکرات برجام را شروع کرده بود ـ با خط قرمزهایی که گذاشته بود و خودش برداشت ـ این اجبار را داشته است. با این حال این دو راهی مرگ و خودکشی جلو رژیم هست. خود خامنه‌ای هم می‌گوید این مسیر که به آن می‌گویند تغییر رفتار ما در منطقه، این همان تغییر نظام و براندازی است. در نتیجه این نمی‌تواند آن مسیر را پیش ببرد. الآن یک چنین وضعیتی است. شما می‌گویید سیاست واقعی چیست؟ بحران و این دو راهی جلو رژیم است.

سؤال: اجازه دهید همین حرف‌های خامنه‌ای در اردیبهشت را با هم ببینیم؛ سپس من سؤال بعدی را مطرح می‌کنم.

تلویزیون رژیم، خامنه‌ای: «یک روزی صریحاً می‌گفتند که نظام اسلامی باید از بین برود. بعد آمدند این را تعدیل کردند و گفتند تغییر رفتار جمهوری اسلامی. بنده همان موقع به مسئولان عزیز کشور گفتم آقایان توجه داشته باشید که تغییر رفتار با تغییر نظام هیچ فرقی ندارد. تغییر رفتار، معنی‌اش این نیست که اگر صبح ساعت 7می‌آمدیم، حالا ۷.۵یا ۶.۵بیاییم. تغییر رفتار یعنی این‌که راه اسلام را می‌رفتیم؛ راه انقلاب را می‌رفتیم، خط امام را می‌رفتیم، حالا زاویه بگیریم؛ اول 20درجه، بعد 45درجه، بعد 90درجه و بعد 180درجه در طرف مقابل حرکت بکنیم. تغییر رفتار یعنی این. یعنی همان از بین بردن نظام اسلامی».
آقای توحیدی! شما به ضعف در همین موضوع و واکنش‌های رژیم اشاره کردید. در ورای واکنش‌های دو جناح رژیم، به نظر می‌آید همان خط حفظ برجام با کمک اروپایی‌ها را دارند دنبال می‌کنند. آیا این‌طور نیست؟ 
محمدعلی توحیدی: بله، طبعاً دارند همین کار را می‌کنند؛ منتها نکته این‌جاست که این خط در سیستم رژیم کار نمی‌کند. در حرف‌هایی که از خامنه‌ای شنیدیم، می‌گفت باید 180درجه عوض کنیم که آن هم به نابودی‌مان منجر می‌شود. به فرض هم که بخواهد 180درجه عوض کند، اصلاً قادر به این کار نیست. یک روحانی هست ـ یا خاتمی که قبل از او آمده بود ـ‌ که اصلاً پتانسیل و ظرفیت تغییر مسیر را ندارد. این خط در داخل رژیم کار نمی‌کند. از نظر سیاسی هم قادر به ادامه دادنش نیستند. در عمل هم کارشکنی پشت کارشکنی هست که روحانی اصلاً قادر نیست ادامه بدهد.
هفته قبل روحانی با سپاه ملاقاتی داشت که فرماندهان اصلی سپاه یعنی جعفری سرکرده کل سپاه، قاسم سلیمانی فرمانده سپاه تروریستی قدس و سرکرده موشکی‌شان حاجی‌زاده و فرمانده یا جانشین قرارگاه مسئول امنیت تهران ـ کوثری ـ رفته بودند صحبت کنند. همه‌اش خط‌ و نشان به روحانی که تو نمی‌توانی این مسیرها را بروی. خوب است جمله‌یی از توضیحی که یکی از سرتیپ پاسداری که در کیهان مقاله می‌نویسد و در جریان موضوع است، بخوانم. نوشته است: «این جلسه به‌درخواست فرماندهان ارشد سپاه بوده است. محور اصلی بحثشان هم نقد عملکرد و مواضع دولت در حوزه امنیت نظام بوده است. فرماندهان ارشد سپاه می‌خواستند صریحاً دغدغه‌های مهمی را که دارند، با رئیس‌جمهور در میان بگذارند. سپاه قطعاً در رابطه با وظایفی که بر اساس قانون اساسی بر عهده دارد، غیر از به صدا در آوردن زنگ‌ها، اقدامات اساسی را برای رفع دغدغه‌ها دنبال می‌کند؛ و این همان چیزی است که از سپاه، یک موجود ویژه ساخته است. موجودی که وقتی با لبه امنیتی وارد ماجرا می‌شود، پیچیده‌ترین توطئه‌های امنیتی ـ آن‌گونه که در سال‌های 59و 60وجود داشت ـ را خنثی می‌کند».
حرف این است که ما با شرایط 59و 60روبه‌رو هستیم؛ شرایطی که خامنه‌ای هم بعد از انتخابات دو، سه بار گفت. یعنی پشت این مسائل، یک رویارویی و بحران و چالش بسیار بزرگتری در مقابلشان قرار گرفته است که صورت مسأله‌اش، براندازی سیستم است. از آن سو هم طرف حسابش جامعه‌ ایران و مقاومت سازمان‌یافته‌اش و مجاهدین هستند. یعنی دارند از این‌ها با هم صحبت می‌کنند.
بنابراین در چنین شرایطی، مسأله اصلی و مهم رژیم، این صورت مسأله است. پشت این کشاکش‌های مربوط به تحریم‌ها هم آنها با این مسأله مواجه‌اند. شما می‌گویید به نظر می‌رسد این خط را می‌خواهند بروند؛ اما این خط در این دستگاه کار نمی‌کند. این صورت مسأله اصلی در رابطه با محاصره بودن رژیم توسط یک مقاومتی است که در وجه سیاسی خطوطش در سطح بین‌المللی، از 30سال پیش تأکید داشته که باید رژیم را تحریم و طرد کرد. منتها الآن دنیا هم دارد به همین نتیجه می‌رسد.

سؤال: وقتی اشاره می‌کنید به این محاصره و آن جنگ واقعی که پشت صحنه کشاکش‌های رژیم وجود دارد، دقیقاً به چه معنا است؟ آیا به افشاگریهایی که در رابطه با سپاه می‌شود و یا لیست‌گذاری سپاه برمی‌گردد؟ آیا منظورتان این جنگ است؟ 
محمدعلی توحیدی: قطعاً این جنبه‌ها هم هست؛ ولی همان‌طور که اشاره کردم، در ورای بحثهای تکنیکی و حقوقی، الآن در ادبیات دو طرف ـ آمریکا و رژیم ـ صحبت از روح برجام می‌کنند که چه بوده و چطوری نقض شده است. سؤال این است که در ورای مسائل حقوقی و تکنیکی، روح برجام چیست؟ در روح این برجام یک سیاستی را دولت قبلی آخوند روحانی پیش می‌برده که عبارت است از این‌که به این رژیم امتیاز داده شود، راه‌ها باز شود و در عین‌حال به اتمی رژیم دهنه بزنند.
اگر یادتان باشد همان موقع ـ حتی در دولت بوش ـ مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت می‌گفتند که بحران اتمی را ما افشا کردیم ـ چه در رابطه با اتمی و چه در رابطه با سپاه ـ . ولی مقاومت ایران یک حرف سیاسی داشت که می‌گفت اگر اتمی را ما افشا کردیم و دنیا هم الآن این‌طوری علیه آن برانگیخته شده است، اما دخالت‌هایش در عراق برای صدور تروریسم و بنیادگرایی، صدبار خطرناک‌تر از بمب اتمی است.
الآن صورت مسأله به این‌جا رسیده است. همین قانون تحریمی که از آن صحبت می‌کنیم، اول مقصودش رژیم بود و عنوانش برای مقابله کردن با سیاست مخرب رژیم است که خاورمیانه را به آتش کشیده و دنیا را هم تهدید به جنگ می‌کند. الآن دنیا دارد به این نزدیک می‌شود. می‌بیند که برای آرامش در خاورمیانه و برای حل موضوع، راه‌حل این است و آن سیاست چقدر خطرناک بود.
در نتیجه، ما در ورای این مسائل می‌بینیم ـ و آنچه من بر آن تأکید دارم ـ که آن چیزی که در پشت همه این تحولات می‌باشد، سیاستی بوده که از آن مقاومت بوده است، حرف این مقاومت بوده و فقط هم جنبه ملی و میهنی و کشور خودمان ندارد؛ واقعاً برای صلح منطقه و سطح بین‌المللی ـ چه در رابطه با اتمی و چه ماهیت تروریستی سپاه و کل حکومت آخوندی که سیاست مخربی دارد ـ امنیت و صلح جهانی است؛ درست مثل فاشیسم هیتلری. واقعاً این مقایسه، قیاس نابجایی نیست ـ صرف‌نظر از تفاوت دو رژیم و موقعیت بین‌المللی ـ . الآن دنیا دارد به این نزدیک می‌شود.
در این شرایط است که رژیم خودش را در محاصره احساس می‌کند. فی‌الواقع هم سیر تحولات در همین راستا است. در پشت تحولات، بایستی عمق استراتژیک ـ سیاسی وقایع را دید که رژیم این را حس کرده است. اگر مثال توهین‌آمیزی برای حیوانات نباشد، وقتی زلزله در کار است، بعضی حیوانات زودتر متوجه می‌شوند و شروع به گریز به این طرف و آن طرف می‌کنند. الآن موضعگیریها و واکنش‌های رژیم هم شبیه احساس یک زلزله است. مثل موجودی که احساس می‌کند در محاصره یک مقاومت مردمی و انسانی، به مرحله آخرش رسیده است.

۱۳۹۶ مرداد ۵, پنجشنبه

فعالیتهای افشاگرانه مقاومت ایران درباره سپاه پاسداران نظام آخوندی

افشاگری مقاومت ایران در رابطه با نقش سپاه پاسداران در برنامه‌های اتمی و موشکی رژیم آخوندی

کنگره آمریکا روز سه‌شنبه لایحه تحریمهای رژیم آخوندی به‌خاطر فعالیتهای موشکهای بالستیک، تروریسم و نقض حقوق‌بشر و لیست‌گذاری سپاه پاسداران را تصویب کرد.
تحریمهای جدید رژیم و لیست‌گذاری سپاه جهل و جنایت به‌دنبال فعالیتهای گسترده و افشاگرانه مقاومت ایران درباره نقش سپاه پاسداران در سرکوب داخلی و صدور تروریسم و بنیادگرایی و نقش آن در برنامه‌های اتمی و موشکی رژیم آخوندی، صورت می‌گیرد.

مقاومت ایران در چندین رشته کنفرانس مطبوعاتی افشاگرانه و انتشار چندین کتاب، نقش سپاه پاسداران را در معرض افکار عمومی جهانی قرار داد:

معرفی کتاب «سپاه پاسداران، ارتش بنیادگرا و تروریست»


کتاب سپاه پاسداران، ارتش بنیادگرا و تروریست

معرفی کتاب «سپاه پاسداران، ارتش بنیادگرا و تروریست
در یک کنفرانس مطبوعاتی در سالن کلوپ خبرنگاران فرانسه، در 22آبان 1387، کتاب «سپاه پاسداران، ارتش بنیادگرا و تروریست» نوشته مهدی ابریشمچی مسئول کمیسیون صلح شورای ملی مقاومت ایران معرفی شد.
دراین کنفرانس مهدی ابریشمچی و سیداحمد غزالی نخست‌وزیر پیشین الجزایر که پیشگفتار کتاب را نوشته است، نقش سپاه پاسداران به‌عنوان عامل اصلی صدور ارتجاع و تروریسم آخوندها را تشریح کردند
کتاب سپاه پاسداران ارتش بنیادگرا و تروریست که در 333صفحه به زبان فرانسه منتشر شده، در 13فصل تاریخچه و همچنین شکل‌گیری سپاه پاسداران و نقش آن را به‌عنوان ارگان اصلی سرکوب در داخل و صدور تروریسم به خارج و همچنین چپاول و غارت سرمایه‌های مردم ایران توسط سپاه و جزئیات دخالتهای سپاه در کشورهای مختلف به‌ویژه عراق را تشریح کرده است.

افشای مراکز آموزشی نیروی تروریستی قدس

 
افشای مراکز آموزشی نیروی تروریستی قدس برای صدور تروریزم
افشای مراکز آموزشی نیروی تروریستی قدس برای صدور تروریزم  
روز سه‌شنبه 26بهمن 95در یک کنفرانس مطبوعاتی در دفتر شورای ملی مقاومت ایران در واشینگتن، مقاومت ایران مراکز آموزشی نیروی تروریستی قدس حکومت آخوندی برای تعلیم و اعزام مزدوران خارجی رژیم به کشورهای مختلف به‌منظور تشدید جنگ‌افروزی و صدور تروریسم، را افشاء کرد.
در این کنفرانس مطبوعاتی مقاومت ایران اعلام کرد: نیروی تروریستی قدس برای افزایش دخالتهایش در کشورهای منطقه، از جمله در سوریه، عراق، یمن، بحرین و افغانستان، یک معاونت بزرگ را به‌منظور آموزش به مزدوران خارجی خود ایجاد کرده که زیر نظر شخص خامنه‌ای است. این معاونت دارای دهها مرکز در نقاط مختلف ایران است... معاونت آموزش نیروی قدس یکی از مهم‌ترین بخش‌های این ارگان تروریستی رژیم را تشکیل می‌دهد
در این کنفرانس مطبوعاتی مرکز اصلی و 14مرکز آموزشی معاونت مذکور که تاکنون توسط مقاومت ایران شناسایی شده‌اند افشاء و تأکید شد «علاوه بر نیروی قدس سایر نیروهای سپاه پاسداران، شامل نیروی زمینی و دریایی و موشکی آن نیز درگیر دخالتهای در کشورهای منطقه هستند و نیرو و تسلیحات و امکانات خود را در اختیار توسعه‌طلبی و جنگ‌افروزی رژیم قرار داده‌اند.

معرفی کتاب ظهور امپراطوری مالی سپاه پاسداران

 
معرفی کتاب ظهور امپراطوری مالی سپاه پاسداران
 
معرفی کتاب ظهور امپراطوری مالی سپاه پاسداران
در یک کنفرانس افشاگرانه دیگر در دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در واشینگتن، در تاریخ 18اسفند 95، کتاب ایران: ظهور امپراطوری مالی سپاه پاسداران معرفی شد و طی آن، نقش سپاه خامنه‌ای در گسترش تروریسم و تشدید دخالتهای رژیم در منطقه و همزمان چنگ‌اندازی سپاه بر اقتصاد ایران تحت حاکمیت آخوندها برای تأمین هزینه‌های این فعالیتها تشریح شد.
در این کنفرانس مطبوعاتی تصریح شد: خامنه‌ای از سال 2005، تحت پوشش «خصوصی‌سازی»، اقتصاد ایران را غصب کرده و آن‌را به‌سمت سپاه سوق داد. رژیم آخوندی سالانه بین 15تا 20میلیارد دلار در سوریه خرج می‌کند... سپاه پاسداران، تمامی معیارهای یک سازمان تروریستی خارجی را دارد و لذا باید در لیست سیاه قرار گیرد.
در این کنفرانس همچنین طی یک جلسه بحث و گفتگو با حضور شخصیت‌های سیاسی و کارشناسان آمریکایی، شرکت کنندگان ضمن بررسی نقش سپاه پاسداران به‌عنوان عامل اصلی سرکوب رژیم در داخل و صدور تروریسم به خارج، به لیست‌گذاری آن به‌عنوان یک سازمان تروریستی فراخوان دادند.

افشای وجوه جدیدی از برنامه بمب‌سازی اتمی رژیم

 
افشای وجوه جدیدی از برنامه بمب‌سازی اتمی رژیم

افشای وجوه جدیدی از برنامه بمب‌سازی اتمی رژیم
سپس در تاریخ اول اردیبهشت 96، دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در واشینگتن، با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی در هتل ویلارد با حضور خبرنگاران رسانه‌های خبری، وجوه جدیدی از برنامه بمب‌سازی اتمی رژیم آخوندی و استمرار تلاش‌های رژیم برای طراحی و ساختن بمب اتمی بعد از برجام را افشا کرد.
در این کنفرانس مطبوعاتی مقاومت ایران ادامه فعالیت‌های «سازمان پژوهش‌های نوین دفاعی» رژیم (سپند) را که ارگان مهندسی سلاح اتمی حکومت آخوندی است تشریح و یک مرکز جدید این پروژه به‌نام متفاض «مرکز تحقیقات فن‌آوری انفجار و ضربه» در پژوهشکده سایت پارچین را افشا کرد. در این کنفرانس تأکید شد: اطلاعات متقن به‌دست‌آمده توسط شبکه سازمان مجاهدین خلق ایران در داخل کشور نشان می‌دهد ساختار ارگان طراحی و در واقع مغز متفکر پروژه بمب اتمی رژیم آخوندی، بعد از برجام، کاملاً حفظ شده و نه تنها هیچ کاهشی در فعالیت‌های آن نبوده، بلکه تاکنون مشخص شده است که در برخی زمینه‌ها فعالیت‌هایش گسترش یافته است.

افشای ۴۲مرکز موشکی سپاه پاسداران

 
افشای ۴۲مرکز موشکی سپاه پاسداران

افشای ۴۲مرکز موشکی سپاه پاسداران
 سپس دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در واشینگتن، روز 30خرداد با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی، 42مرکز موشکی سپاه پاسداران که تولید، آزمایش، نگهداری، پرتاب و فرماندهی موشکها را به عهده‌دارند را افشا کرد. و به اعمال تحریمهای فراگیرعلیه سپاه پاسداران، لیست‌گذاری تروریستی و اخراج سپاه و شبه‌نظامیان رژیم از کشورهای منطقه به‌ویژه از سوریه و عراق فراخوان داد. علییرضا جعفرزاده گفت: بعد از توافق هسته‌یی برجام، سپاه پاسداران فعالیتها و اقدامات خود برای تولید و گسترش پروژه موشکی را تشدید کرده است. و خامنه‌ای مأموریت این کار را به‌عهده نیروی هوا- فضای سپاه پاسداران گذاشته است.
وی تأکید کرد: مقاومت ایران 42مرکز موشکی سپاه که درگیر تولید، آزمایش، نگهداری، پرتاب و فرماندهی هستند را شناسایی کرده است. از این لیست 15مرکز مربوط به شبکه صنایع ساخت موشک هستند.
مقاومت ایران همچنین 27مرکز موشکی دیگر مربوط به نیروی هوا فضای سپاه را شامل مرکز فرماندهی موشکی سپاه (پادگان دستواره واقع در منطقه چیتگر)، و 3محل آزمایش موشکها (جنوب سمنان، اطراف دریاچه قم و جنوب ورامین) را شناسایی کرده است.

۱۳۹۶ تیر ۳۰, جمعه

مراسم گرامیداشت پهلوان اصغر نحوی‌پور در بهشت زهرا در تهران


مراسم گرامیداشت پهلوان اصغر نحوی‌پور در بهشت زهرا در تهران

مراسم گرامیداشت پهلوان اصغر نحوی‌پور در بهشت زهرای تهران قطعه ۳۱۰برگزار شد. در این مراسم علاوه بر خانواده وی؛ جمعی از دوستان و آشنایان و ورزشکاران حضور داشتند.

مزار وی توسط دوستانش گلباران شد. در این مراسم دوستان وی ضمن سخنانی جنایات رژیم آخوندی و به قتل رساندن اصغر نحوی‌پور را محکوم کردند.

جمعیتی که بر مزار اصغر نحوی پور؛ از بی‌تابی ‌خانواده وی که امام حسین و حضرت علی را از ظلم و ستم آخوندها به یاری می‌طلبیدند به‌شدت متأثر شده بودند.

بر بالای مزار این ورزشکار آزاده این نوشته به چشم می‌خورد:‌ السلام علیک یا حسین مظلوم.
 

۱۳۹۶ تیر ۱۹, دوشنبه

گردهمایی بزرگ مقاومت؛ بارز کردن قطب‌بندی سیاسی واقعی بین مقاومت و تمامیت رژیم


محمدعلی توحیدی

(گفتگو با محمدعلی توحیدی)
سؤال: در هفته گذشته شاهد بودیم که موضوع گردهمایی مقاومت، چالش اول رژیم شده است. درون رژیم چه خبر شده و چه حادثه‌یی اتفاق افتاده است و علت آن چیست؟
محمدعلی توحیدی: گردهمایی‌های سالانة‌ مقاومت، از اولین سالگرد کودتای 17ژوئن و سالگرد بمباران مراکز مجاهدین و مراکز ارتش آزادیبخش ملی ـ در خاک عراق ـ تا حالا برگزار می‌شود. آن حوادث، همزمان شروع شده بود و مشخص شده بود که رژیم آخوندی ده ـ‌ دوازده دولت را با خودش همراه کرده است که با کودتا و بمباران، مقاومت را از صورت مسأله ایران به‌طور کلی حذف کند.
مقاومت ایرانه در اولین سالگرد، گردهمایی بزرگ ـ و بعد هم گردهمایی‌های سالیان بعد ـ می‌خواست تأکید کند که دشمن این همه توطئه کرده است و قصدش چیست. هر سال هم این کارزار و این جنگ را در این گردهمایی‌ها سمبلیزه می‌کرد.
یکی از هدف‌های گردهمایی‌های پیشین اساساً این بود که با لیست‌گذاری بجنگیم. لیست‌گذاری مجاهدین و محدودیت علیه آنها، هزینه‌های کلانی ایجاد کرده بود. هدف دیگر این بود که بجنگیم و کارزار و فعالیت بین‌المللی و سیاسی برای حفاظت مجاهدان اشرفی داشته باشیم که در معرض حمله و هجوم زرهی به اشرف و موشک زدنها به لیبرتی بودند. مشخص بود دشمن برای تضمین بقای خودش، راه‌حلی که دنبال می‌کند، نابودی مقاومت سازمانیافته است. این گردهمایی‌ها این کارزار و این جنگ را منعکس می‌کردند.
امسال اما نقطه اوج کارزارهای این سالیان در این گردهمایی برجسته و بارز شد. امسال این وضعیت و این تعادل به کلی چرخیده است. یعنی در اوج این کارزارها، ما در این گردهمایی به نقطه‌یی رسیدیم که صحنه دیگر آن صحنه نبود. برخلاف آن وضعیت، لیستها در اروپا و در آمریکا در هم شکسته و صحبت از لیست‌گذاری سپاه پاسداران و دشمن است. از همه مهم‌تر مجاهدان اشرفی ـ که همه شعارها، همه تأکیدات و همه حمایت‌های بین‌المللی برای حفاظتشان، برای خنثی کردن توطئه‌های دشمن و برای جلوگیری از موشک زدن و این ماجراها بود ـ این بار خودشان از طریق وید‌ئو در این گردهمایی حضور و شرکت داشتند. همه هم دیدند ـ هم هموطنان عزیزمان و هم حامیان مقاومت ـ که با آن انتقال پیروزمند و سازمانیافته، همه توطئه‌ها شکست خورده و همه گردهمایی‌ها به پیروزی رسیده است.
الآن شاهد صحنه دیگری هستیم. جالب بود که در یکی از نقاط اوج این گردهمایی، خواهران مسئول اول، صحبتهایی کردند. مشخصاً من خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم که خواهر مجاهد صدیقه حسینی بار دیگر ـ همان‌طور که در اشرف گفته بود ـ گفت که مجاهدین هرجا باشند ـ اشرف، لیبرتی، آلبانی و هر جای دیگر ـ مسأله‌شان جان به در بردن نیست. مسأله‌شان جنگ هر چه بیشتر، قوی‌تر و هر چه قدرتمندتر با استبداد دینی و برای آزادی مردم ایران است. این صحنه‌ها را هم دشمن می‌بیند.

بنابراین یک دورانی که در گذشته حالت تدافعی و مقابله با توطئه‌های دشمن بود؛ الآن اما همان‌طور که در پیام این گردهمایی و در سخنرانی‌ها مشخص بود، یک چرخش و حالت تهاجمی بود. بحث تغییر نظام، بحث مرگ بر اصل ولایت فقیه و بحث جنگیدن هر چه بیشتر برای تحقق آرمان مردم ایران است. طبیعی است که این چرخش تعادل، دشمن را وادار کند به این‌که ببیند بزرگترین چالشش همین است. من فکر می‌کنم هفته آینده و بعدش هم به همین صورت خواهد بود.

سؤال: همین جمله بسیار انگیزاننده خواهر مجاهد صدیقه حسینی مسئول اول پیشین سازمان مجاهدین را بشنویم و بعد من سؤالم را مطرح می‌کنم.
                                              صديقه حسيني
صدیقه حسینی: «در این روز تاریخی، در مقابل خواهر مریم عزیزم و در برابر دوستان و حامیان مقاومت متعهد می‌شویم که پاسخ مایه‌گذاریهای بی‌دریغتان را با رزم هر چه بیشتر با دشمن غدار، بدهیم. ما برای جان به در بردن به این‌جا نیامده‌ایم. ما برای جنگ صد برابر علیه نظام جهل و جور آخوندی این‌جا هستیم. ما امروز یک‌بار دیگر به دشمن اعلام می‌کنیم «ما زن و مرد جنگیم ـ بجنگ تا بجنگیم».
آقای توحیدی! میزان پرداختن رژیم و رسانه‌هایش به گردهمایی مقاومت، بسیار بسیار زیاد است. برخی در جامعه‌ خودمان می‌گویند این کار رژیم، بسیار احمقانه است؛ چون مسأله مقاومت و گردهمایی پیروزمند آن را به داخل جامعه می‌برد. علت این میزان پرداختن رژیم به این گردهمایی چیست؟
محمدعلی توحیدی: به نظر من مجبور است. موضوع اصلاً در حماقت خلاصه نمی‌شود. البته رژیم در این وضعیت، حماقتهایی هم می‌کند؛ ولی رژیم اجباری دارد. این اجبار چیست؟ این است که قطب‌بندی سیاسی و رویارویی عمیق جامعه ایران که در 38سال حکومت این رژیم وجود داشته است، الآن از لایه‌های عمق به روی صحنه‌های سیاسی آمده است. شاید برجسته‌ترین بروزش همین صحبتهایی باشد که خامنه‌ای بعد از شکستش در نمایش انتخابات، از قضا بر سر قبر خمینی دجال کرد. در آنجا گفت ما با وضعیت دهة‌ 60روبه‌رو هستیم. دهه 60را هم که می‌گفت ـ بلافاصله هم خودش توضیح داد ـ‌ که ناشی از تأثیر شعار «نه جلاد ـ نه شیاد» است که کل انتخابات رژیم را تحت تأثیر قرار داد، مهندسی خامنه‌ای را برهم زد و این شکست را به کل رژیم و به‌طور خاص به شخص خامنه‌ای تحمیل کرد. گفت مواظب باشید دارند جای شهید و جلاد را (البته با زبان و منظور خودش) عوض می‌کنند، تأمل کنید، تفکر کنید. بر سر این، هشدار داد و مفصل پیرامون دهه 60صحبت کرد که دهه 60چنین و چنان است.
دهه 60چه بود؟ اصل آن برمی گشت به سمبلیزه شدن در دعوای بین خمینی ـ بنیانگذار این رژیم، ولی‌فقیه، مراد، مرشد، جلاد، شیاد و همه‌چیز همه باندهای رژیم ـ با منتظری. آن موقع منتظری قائم مقامش بود، یعنی جانشین بعدی او و بالای سر خامنه‌ای و رفسنجانی و بقیه و همه این‌ها. در عمق آن دعوا، وقتی منتظری را عزل کرد و نامه‌ عزل به او نوشت، به او گفت که تو شده‌یی زبان مجاهدین. مجاهدین آمده‌اند کشته‌های خودشان را با آلاف و الوف به هزاران رسانده‌اند! منتظری نوشته بود چرا در سال 67، هزاران نفر را در چند روز اعدام کردید؟ این به ضرر ولایت فقیه است. ولایت فقیه را منفور جامعه کرده است. خمینی هم به او نوشت این حرف‌ها، حرف‌های تو نیست؛ حرف‌های مجاهدین است. بعد از عزلش هم، در مجلس رژیم دعوا بود که چرا این عزل شد و حالا ما چه کار کنیم؟ اگر درست یادم باشد مهره اطلاعاتی رژیم یعنی ریشهری آمد در جلسه مجلس و گفت اگر منتظری می‌ماند، حکومت را ظرف دو ماه از طریق لیبرال‌ها به رجوی می‌داد. یعنی این دعوا در عمق، بین مقاومت و مجاهدین و متحدانشان با استبداد دینی و اصل ولایت فقیه بود.
اجازه بدهید من جملاتی را از یکی از روزنامه‌های رژیم به‌نام «وطن امروز» که در تاریخ 15تیر نوشته، بخوانم تا ببینید که عمق 38ساله این دعوا چقدر گویا است. این دعوا در حرف‌های روحانی هم که به صحنه آمد و گفت 38سال است جز اعدام و زندان چیزی بلد نیستید، گویا است. آنچه می‌خوانم، مثل همان حرف‌هایی است که باند خمینی به منتظری می‌گفتند و حالا باند خامنه‌ای به روحانی این‌طور می‌گوید: «آیا رواست جوری سخن بگویی و جوری دوران امام را و یاران غلتیده در خون امام را هدف بگیری و برایت هورا بکشند؟ واقعاً چه شده است بعضی‌ها را که موضعگیری‌شان در قبال فلان رخداد تاریخی، قند در دل (مجاهدین) آب می‌کند؟ و چه مضحک که بعضی از شماها عنوان خط امام را هم یدک می‌کشید. لیکن امام شما و بزرگ شما و قائد شما و پیشوای شما همان بود که چند شب پیش، از شعارتان حمایت کرد و ناخواسته به همه فهماند که شما اعوان و انصار فتنه، فی‌الواقع در خط رجوی هستید... و اما از 88چند سال بیاییم جلو. سلمنا آقایان! الآن نه 78است، نه 88، الآن در همین سال 96شما چگونه در ایام تبلیغات انتخاباتی سخن گفتید که سرکردة‌ (مجاهدین) این‌گونه از تخریب دوران امام و تعویض شهید و جلاد ابراز رضایت می‌کند؟ متأسفم برای این همه وادادگی! وادادگی در مواجهه با (مجاهدین). وادادگی! آری، تحریف امام و تخریب دوران امام یعنی وادادگی».


خمینی به منتظری می‌گفت تو در خط رجوی هستی و اگر روی کار بیایی، حکومت به دست آنها می‌افتد. در همین جمله‌هایی که خواندم، دعوا ـ همان دعوای خمینی و منتظری ـ هنوز زنده است. جوشش خون آن شهدا زنده است. قطب‌بندی رو آمده و بارز شده است. به هر حال این بزرگترین چالش استبداد دینی است که عبارت است از همان ماجرا و طبیعی است که به هم بریزد. چرا که با چالش اصلیِ موجودیت خودش روبه‌رو شده است. در نتیجه به هم می‌ریزد. بنابراین باید واکنش نشان بدهد. بحث را فقط در حماقت نمی‌شود خلاصه کرد.


سؤال: یادآوری خوبی کردید از دهه 60. خوب است حرف‌های خامنه‌ای سر قبر خمینی را بشنویم و بعد بحث را ادامه دهیم.
تلویزیون رژیم، خامنه‌ای: «برخی از بلندگوها و صاحبان بلندگوها، دهه 60را مورد تهاجم قرار می‌دهند. دهه 60، دهه آزمونهای بزرگ و دهه پیروزیهای بزرگ است. دهه 60، دهه خشن‌ترین تروریسم در کشور است. در این تروریسم ـ البته من عدد تعیین نمی‌کنم ـ تا 17هزار هم گفته‌اند. این خیلی مسأله مهمی است.
من توصیه می‌کنم به کسانی که اهل فکر و تأمل هستند و راجع به دهه 60قضاوت می‌کنند، جای شهید و جلاد عوض نشود».
آقای توحیدی! آیا می‌شود گفت این بحران رژیم است که این‌طور به واکنش‌هایش بر سر گردهمایی بزرگ مقاومت دامن می‌زند؟
محمدعلی توحیدی: البته گردهمایی بزرگ مقاومت و کارزارهای آن ـ به‌خصوص بزرگترین کارزارش که در این گردهمایی سمبلیزه شد و نماد پیدا کرد ـ روی بحران رژیم تأثیر می‌گذارد و دشمن را تکان می‌دهد. ولی موضوع فقط این نیست.
بعضی از سخنرانان خارجی که صحنه را می‌دیدند، اشاره می‌کردند به فعالیتهایی که در داخل کشور در طول این یک سال صورت گرفته است؛ به تصاویری که در کوچه و خیابان است؛ به شعارهایی که بر در و دیوار است ـ به‌خصوص شعار «نه شیاد ـ نه جلاد» و تأثیرش بر انتخابات رژیم ـ و اشاره می‌کردند به این اثرگذاری فعال. مثلاً صحبت از این می‌کردند که ظهور مجاهدین و مقاومت در صحنه و تحولات ایران خیلی بارز و برجسته شده و این گردهمایی هم نمادی از همان است. ایرانیانی هم که شرکت کرده بودند، چنین برداشتی داشتند. گذشته از اثرگذاری این گردهمایی بر روی تشدید بحران رژیم، خود این گردهمایی تحولات را در صحنه سیاسی ـ اجتماعی ایران تحت تأثیر خودش قرار می‌دهد. این اصل ماجرا این است.
جالب است که یکی از رسانه‌های سپاه پاسداران در یکی از تحلیل‌هایش در 13یا 14تیر می‌نویسد: «بخشی از اظهارات مریم رجوی در ویلپنت پاریس به‌صورت کلیپی در فضای مجازی پیچیده است و حاوی تعابیری است که به‌سادگی نمی‌توان از کنار آن گذشت. رجوی در این نشست، شعار خود را تغییر رژیم برگزیده بود (change regime) و با اشاره به اقدامات فتنه‌گران در سال 1388، مدعی شد که در آن حوادث، هسته اصلی شورش‌ها را این گروه تشکیل داده و توانسته شعارها را از «رأی من کو؟» به «مرگ بر اصل ولایت فقیه» تغییر دهد». در ادامه اشاره‌یی به فایل منتظری می‌کند و در پایان می‌نویسد: «انتشار چنین اظهاراتی بار دیگر یکی از معضلات سیاسی کشور در طول سال‌های اخیر را به چالش می‌کشاند و بخشی از جریانهای سیاسی کشور را در معرض پاسخگویی قرار می‌دهد... به راستی چه کسانی در آن سال شعارهای ساختارشکنانه سر دادند؟ چه کسانی مناقشه در نتایج یک انتخابات را به بحران ملی تبدیل کردند؟ تداوم همین وضعیت را در انتخابات سال 96هم می‌توان مشاهده نمود که چطور دوگانه دست‌ساختة‌ مجاهدین، محور تبلیغاتی یکی از جریانهای سیاسی قرار می‌گیرد».
این بحثی است که سر قطب‌بندی واقعی بارز می‌شود. بحران درونی رژیم در تحلیل نهایی از بحرانش با جامعه ایران و مقاومت ایران ناشی می‌شود. آخر این رژیم نمی‌تواند مسأله حل کند؛ چون با نفرت مردم مواجه است؛ با یک مقاومت سازمانیافته مواجه است و دچار این بحرانها می‌شود. این بحرانها هم برایش خطرناک می‌شود، می‌ترسد و صورت مسأله سیاسی می‌شود و اوضاع را برایش بحرانی می‌کند. بنابراین نمی‌شود در حماقت خلاصه کرد؛ چرا که بحران زیاد است. هم‌چنان که خودش می‌گوید، انتخابات می‌شود بحران ملی! در حالی که واقعیت این است که بحران ملی یعنی سرنگونی و بحران نظامش.

سؤال: خیلی خوب است که همین قسمت از سخنان رئیس‌جمهور مقاومت خانم مریم رجوی را ببینیم و بعد من آخرین سؤالم را می‌پرسم.
مریم رجوی: «قدرت این جایگزین در این است که شرایط بحرانی را به‌سرنگونی رژیم بالغ می‌کند. در سال ۸۸هسته اصلی قیام‌ها را تشکیل داد و شعارها را از «رأی من کو» به مرگ بر اصل ولایت فقیه رسانید. و از مرداد سال گذشته با برافراشتن پرچم دادخواهی، کشتار زندانیان سیاسی در ۲۹سال پیش را، به کانون سیاست امروز، منتقل کرده است و در نمایش انتخابات قلابی اخیر، شعار نه جلاد، نه شیاد را اجتماعی کرد. به‌طوری‌که ولی‌فقیه ارتجاع فریاد می‌کشید که چرا جای شهید و جلاد عوض شده است.
بله، زمان رسوایی جلادان است؛ تا روزی که در پیشگاه ملت ایران از آنها حسابرسی شود».
آقای توحیدی! مهمترین تأثیر این گردهمایی چیست؟
محمدعلی توحیدی: این گردهمایی دستاوردها و اثرات بسیار زیادی دارد؛ ولی یکی از مهمترین تأثیرات به نظر من طرح صورت مسأله واقعی، قطب‌بندی و صورت مسأله تغییر است که به جامعه برد. جالب است کیهان رژیم ـ که در تیول خامنه‌ای است ـ چند روز بعد، تیتری زده و نوشته بود این‌که گردهمایی این‌ها در فرانسه برگزار شده، این نتیجه عوض کردن جای شهید و جلاد است! یعنی معنای همان حرف خامنه‌ای و همان شعار «نه جلاد ـ نه شیاد» را با تیتر درشت در صفحه اولش با عنوان این‌که نتیجه این گردهمایی است، نوشته بود.

موفقیت این گردهمایی در این است که این صورت مسأله را با پیام خودش به داخل جامعه ایران برد و در سطح بین‌المللی مطرح کرد. مضمون این مجموعه واکنش‌ها که از رژیم می‌بینید، به نحو بارزی این است که اینها در این گردهمایی صحبت از تغییر نظام کردند. در این گردهمایی بحث ضرورت تغییر مطرح گردید و صورت مسأله به جامعه برده شد.
اگر بخواهم خلاصه کنم، سه نکته را می‌توان گفت:
1 ـ این گردهمایی نشان داد قطب‌بندی واقعی سیاسی کجاست؛ از منتظری و خمینی تا امروز که بین روحانی و خامنه‌ای هست و یا قبلش هم بین رفسنجانی و خامنه‌ای بود. قطب‌بندی سیاسی واقعی بین مقاومت و تمامیت رژیم است که به داخل رژیم می‌ریزد. پس این گردهمایی صورت مسأله را بارز کرده و الآن می‌بینیم.
2 ـ این گردهمایی نشان داد جدای از این‌که در این 38سال این قطب‌بندی بوده، زمان حل و فصل فرا رسیده است؛ زمان تغییر فرا رسیده است. یک زمانی این رژیم، خمینی و توانایی‌های او را به‌مثابه مهیبترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران و حکم قتل‌عام را داشت. الآن همان قتل‌عام، گریبان رژیم را گرفته است. الآن یک خامنه‌ای به‌جای خمینی هست که طلسمش در درون رژیم خودش هم شکسته است. اگر ‌چه کشتار می‌کند؛ اگر ‌چه همین هفته شاهد بیش از 20اعدام بودیم. ولی دشمن در وضعیت بسیار ضعیفی است و زمان حل و فصل فرا رسیده است؛ به‌خصوص که در درون رژیم، راه‌حل‌ها سوخته است.
مانور طرف مقابل خامنه‌ای، روحانی بوده است؛ ولی روحانی در دور دوم چه اعتباری دارد؟ همین الآن فریاد و فغان می‌کنند که توی دنیا تحویلش نمی‌گیرند. می‌گویند در آن چهار سال که اعدامها بیشتر شد. پس هر دو باند رژیم راه‌حل‌های سوخته هستند. هم زمان و هم راه‌حل، نشان از تغییر رژیم دارند. این‌ها در روزنامه‌هایشان نوشته‌اند که فقط در این گردهمایی نمی‌گویند که زمان تغییر است، همه‌جای دیگر هم همین‌طور است.
3 ـ وجود آلترناتیو ـ که در سخنان رئیس‌جمهور مقاومت هم بود ـ . آلترناتیو و نیروی تغییر، واقعی است. رزمندگان آزادی واقعی هستند. پاسخ سیاسی واقعی است. این آلترناتیو می‌تواند پاسخ دشمن را بدهد.

به نظر من این گردهمایی، صورت مسأله ایران را به جامعه و به سطح بین‌المللی منتقل کرد. این گردهمایی شروع کارزار بزرگی شد که در آینده باید به انتظارش بنشینیم. از این بابت خیلی موفق بود و شکست بزرگی به دشمن وارد کرد که نتوانست با وجود تمهیداتش، مانع برگزاری آن بشود.

۱۳۹۶ تیر ۱۳, سه‌شنبه

تشدید جنگ گرگها در درون رژیم در پی برگزاری شکوهمند گردهمایی بزرگ مقاومت ایران


گردهمایی بزرگ ایرانیان در پاریس


سایتهای حکومتی هم زمان با شبکه‌های تلویزیون رژیم ضمن گزارش گوشه‌هایی از این نشست بزرگ به تکرار ترهات سالهای قبل خود پرداختند. از جمله لیستی از دهها تن از نمایندگان، سناتورها و مقامات پیشین دولت و ارتش آمریکا را منتشر کرده‌اند و به‌خاطر حضور آنها در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران ابراز نگرانی کرده‌اند.

در روزنامه‌های باند ولی‌فقیه ارتجاع شکست مأموریت ظریف برای جلوگیری از برگزاری این اجلاس به سوخت جنگ باندی تبدیل شد.

کیهان خامنه‌ای در مطلبی با عنوان: واکنش رژیم... تحریمهای اتحادیه اروپا زودتر از ظریف به تهران رسید! از جمله نوشت: کمتر از دو روز از «یارگیری موفق ظریف در اروپا» و «فرش قرمز» مکرون برای وی گذشته بود که پاریس رسماً میزبان نشست مجاهدین، آل سعود و آمریکا علیه ایران با هدف «براندازی جمهوری اسلامی» شد. برگزاری نشست مجاهدین در پاریس، یک دلالت با خود دارد و آن میزان احترامی است که دولت و وزارت‌خارجه فرانسه برای همتایان خود در دولت روحانی قائل هستند. این‌که 48ساعت پس از سفر ظریف، پاریس اجازه میتینگ می‌دهد، نشانه دهن‌کجی دولت پاریس 
به دیپلوماسی تیم روحانی- ظریف است. (کیهان- 11تیر) 




کیهان خامنه‌ای در مطلب دیگری با عنوان «واکنش عجیب ظریف به میزبانی فرانسه از مجاهدین» نوشته است: حمایت نقد پاریس از مجاهدین در حالی است که این کشور همواره در اجرای تعهدات خود نسبت به نظام بسیار بد سابقه است... متأسفانه دیپلوماسی انفعالی دولت یازدهم با ژست تنش‌زدایی، منافع ملی و عزت مردم کشورمان را مورد تهدید قرار داده است. این روند، مقامات غربی را به گستاخی تشویق کرده است. (کیهان خامنه ای- 11تیر) 

لیندا چاوز

روزنامه حکومتی خراسان هم در گزارش پر سوز و گدازی که از برگزاری این اجلاس داد ضمن اشاره به گوشه‌یی از تشبثات رژیم در شبکه‌های اجتماعی از جمله نوشت: کنفرانس سالانه مجاهدین در حومه پاریس با حضور پررنگ معارضان سوری تشکیل شد و نصر الحریری عضو هیأت معارضان سوریه در این میتینگ پیشنهاد تشکیل جبهه‌ای واحد علیه دمشق و تهران را داد. «لیندا چاوز» مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید نیز در این نشست مدعی شد: بهترین راه‌حل در ایران جایگزین کردن رژیم حاکم است. جنبش شما تحت هدایت مریم رجوی تنها جنبشی است که می‌تواند جایگزین بشود. (روزنامه حکومتی خراسان -11تیر) 

اعترافهای پر سوز و گداز ظریف و پس گرفتن آن توسط وزارتخانه خودش بعد از ۲۴ساعت! 

و اما جالبترین صحنه در پس لرزه‌های فوق خنده‌دار شکست سنگین رژیم آخوندی در قبال اجتماع بزرگ مقاومت ایران، پس گرفتن اعترافهای نخراشیده جواد ظریف توسط سخنگوی پریشان حال وزارتخانه خود اوست که رکورد تازه‌یی در فضاحتهای دیپلوماسی آخوندی بر جای می‌گذارد و از هر توضیحی ما را بی‌نیاز می‌کند.

تلویزیون شبکه خبر آخوندی روز ۱۱تیرماه، یک روز بعد از «ریش کندن» جواد ظریف در فرودگاه شارل دو گل، در خبری دستپاچه اعلام کرد:
«سخنگوی وزارت‌خارجه می‌گوید: نشست (مجاهدین) در فرانسه ربطی به سفر آقای ظریف به این کشور ندارد و عموماً آنها هر ساله در همین ایام گردهمایی خود را برگزار و شو تبلیغاتی ایجاد می‌کنند.
قاسمی گفت: درباره اقدام فرانسه در دادن مجوز به این گروه تروریستی اعتراض شده است، فرانسه درباره (مجاهدین) دچار خطای جدی است»! 

اما مسخره‌تر از این حادثه دیپلوماتیک! این بود که تلویزیون ارتجاع، بلافاصله بعد از آن، در یک اقدام مضحک آتش به اختیار فرهنگی! که لابد به توصیه خامنه‌ای و بدون هیچ ارتباطی با گردهمایی مقاومت بوده است، از آغاز همایش آخوندی بر سر حقوق‌بشر خبر داد و اعلام کرده: «همایش ایالات متحده حقوق‌بشر و گفتمان سلطه با حضور تعدادی از استادان حقوق‌بشر دانشگاههای داخل و خارج از کشور در دانشکده جهان دانشگاه تهران آغاز شد»! 

کیهان خامنه‌ای در واکنشی پرسوز و گداز نسبت به تمدید تحریمهای اتحادیه اروپا علیه دیکتاتوری آخوندی نوشت: تحریم‌های اتحادیه اروپا، زودتر از ظریف به تهران رسید! 

کیهان که تلاش کرده است بحران رژیم در محاصره تحریمها را روی سر باند رقیب سرشکن کند می‌افزاید:
در حالی که ظریف در اروپا و در دیدارهای خارجی با سران سه کشور آلمان، ایتالیا و فرانسه بود، اتحادیه اروپا لیست جدیدی از افراد و نهادهای تحریمی در ایران را که در فعالیت‌های هسته‌یی و موشکی نقش دارند، اعلام کرد.

کیهان اضافه می‌کند: ظریف تمامی‌ دیدارهایی که با سران این کشورها که دو کشور آلمان و فرانسه عضو ۱+۵ هستند را در سطح مناسبی توصیف کرد و در پیام توئیتری خود پس از پایان سفر دوره‌ای خود به اروپا نوشت: «دیدارهایی عالی با رهبران در برلین، رم و پاریس داشتم. به‌رغم دشمنی نابخردانه آمریکا، اتحادیه اروپا به برجام و تعامل سازنده پایبند است».

اما هنوز جوهر این تقدیر ظریف از اتحادیه اروپا به سبب آنچه وی همکاری در برجام می‌خواند، خشک نشده بود و هواپیمای حامل وزیر امور خارجه به تهران نرسیده بود که اتحادیه اروپا لیست تحریم‌های جدید خود علیه نظام را منتشر کرد و ظریف را در برابر این پرسش جدی قرار داد که رهاورد و نتیجه سفر وی به اتحادیه اروپا چه بوده است که با تحریم‌های شخصیت‌های درجه یک نظام از جمله قاسم سلیمانی همراه شده است. آنهم از طرف اتحادیه اروپایی که ظریف آن را پایبند به برجام و در کنار ایران می‌داند؟! 

کیهان خامنه‌ای در بخش دیگری از سوزنامه مفصل خود نوشت: از سوی دیگر وزیر خزانه‌داری آمریکا هم در همان روز در نشستی در کاخ سفید اعلام کرد که از قبل تحریم‌هایی علیه ایران اعمال کرده بودیم و حالا هم به‌خاطر برنامه موشکی بالستیک و دیگر برنامه‌های آنها، تحریم‌های بیشتری علیه ایران اعمال خواهیم کرد. «ستیون منوشین» با تأکید بر این‌که ما به استفاده از ابزار تحریم ادامه خواهیم داد، گفت: صرف‌نظر از هر قانونی که کنگره تصویب کند، من به شما اطمینان می‌دهم که این دولت و وزارت خزانه‌داری تا حداکثر میزان ممکن بر اساس قانون، از ابزار تحریم استفاده خواهد کرد.

کیهان خامنه‌ای درباره گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس، «زنگ خطر بحرانهای خاموش» و «صدای پای دشمن»، و بحران حاد درونی رژیم نوشت: یک خطر دیگر در روزهایی که دشمن درصدد ناراضی کردن مردم است پناه بردن به همان دشمن است... فرانسه در پرونده‌هایی مثل جنگ... در مقابل (نظام) و در صف دشمنان بود اما دولت، باز هم با فرانسه قرارداد بست! آن هم محرمانه! اینها دیپلوماسی حقارت بار نیست!؟ 

در وسط این رفتار مشکوک اقتصادی تحقیر دیپلوماتیک، فرانسه پناهگاه (مجاهدین) است. و تنها دو روز بعد از سفر جواد ظریف به فرانسه، اجلاس سالانه (مجاهدین)، در پاریس برگزار می‌شود... اینها پناه بردن به همانهایی نیست که می‌خواهند سر به تن نظام نباشد!؟ اکنون که کسی به سفارت فرانسه حمله نکرده، چرا دیپلوماسی پوشالی، کاری برای عزت (نظام) نمی‌کند!؟ این مصداق که نمونه‌های فراوان دیگر هم دارد، از جمله مهمترین ابزار ایجاد نارضایتی اجتماعی است. ابزاری که مردم یک کشور را در برابر هر تصمیمی 
قرار می‌دهد... 


کیهان خامنه‌ای اضافه کرد: در خواب غفلت دستگاهها، مردم سپر انسانی شده‌اند و عده‌یی می‌کوشند هر اقدامی را به موجی از نارضایتی اجتماعی تبدیل کنند. همه اینها را باید در پازل تلاش همه‌جانبه برای بحران‌آفرینی و ناراضی‌ سازی مردم دید. بحرانهایی که چراغ خاموش و بی‌ هیاهو شکل می‌گیرد و ناگهان بروز و ظهور آن را شاهد خواهیم بود... آیا باز هم نباید باور کرد که جنگی تمام‌عیار در کار است و باید به همه چیر به دیده تردید نگریست!؟.

۱۳۹۶ تیر ۱۱, یکشنبه

دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی در مقر شورای ملی مقاومت


دیدار مریم رجوی و جولیانی


روز جمعه ۹تیر ۱۳۹۶، مریم رجوی با آقای رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک و کاندیدای سابق ریاست‌جمهوری آمریکا در مقر شورای ملی مقاومت در اورسوراواز دیدار کرد.

در این دیدار، شهردار جولیانی بر نقش شرارت‌بار و مخرب رژیم ایران در منطقه تأکید کرد. او گفت رژیم ایران منشأ بی‌ثباتی و بحران در منطقه است. این رژیم طی ۳۸سال، قدرت خود را با سرکوب گسترده و نقض فاحش حقوق‌بشر در داخل کشور و صدور افراط‌گرایی و تروریسم به خارج کشور، حفظ کرده است.
شهردار سابق نیویورک تأکید کرد که رژیم ایران حامی دولتی اصلی تروریسم و افراط‌گرایی اسلامی طی سه دهه گذشته بوده و حسن روحانی یک بازیگر اصلی در پیگیری اهداف شوم رژیم در این زمینه و تولید سلاحهای کشتار جمعی بوده است.
آقای جولیانی گفت به‌رغم امتیازات فزاینده‌یی که به رژیم داده شده، رژیم آخوندها در بن‌بست کامل است و بیش از همیشه در مقابل بحران اقتصادی، انزوای داخلی و جنگ قدرت رشد‌یابنده آسیب‌پذیر شده است.
از نظر شهردار سابق نیویورک، یک اجماع رو به رشد در سیاست آمریکا وجود دارد؛ که سیاست مماشات با رژیم ایران، به‌طور کامل شکست خورده و ضرورت مشخص کردن یک سیاست قوی و ایستادن در کنار مردم و مقاومت برای ایجاد تغییر، فراگیر شده است.
مریم رجوی از تلاشهای آقای جولیانی برای کارزاری که به انتقال امن اعضای مقاومت ایران از عراق به سایر کشورها و از جمله آلبانی منجر شد، قدردانی کرد. وی در مورد فعالیتهای رو به افزایش مقاومت، به‌طور خاص در جریان کارزار انتخابات قلابی و بعد از آن توضیحاتی داد.
آقای جولیانی حمایت خود را از تلاشهای مریم رجوی برای استقرار دموکراسی و حقوق‌بشر در ایران ابراز کرد.
 

آقای جولیانی در بین ۳۰مقام ارشد آمریکایی و فرماندهان بالای نظامی بود که یک بیانیه مشترک در حمایت از مقاومت ایران و اهداف آن صادر کردند.
در این بیانیه آمده است: «ما معتقدیم که تغییر (در ایران) در دسترس است، نه فقط به این خاطر که رژیم غرق در بحران است، بلکه همچنین به این دلیل که یک جنبش بزرگ و گسترش یابنده در حال سازمان‌دادن یک تغییر مثبت است. یک سازمان معتبر که قادر است به کابوس دیکتاتوری مذهبی از طریق برقراری آزادی و دموکراسی، بردباری، و برابری جنسی، خاتمه دهد، به‌تدریج قابل رویت شده، حمایت مردمی به‌دست آورده و به‌لحاظ بین‌المللی به‌رسمیت شناخته شده است. این مقاومت تحت رهبری مریم رجوی، که یک زن مسلمان معتقد به برابری جنسی و آنتی‌تز بنیادگرایی اسلامی و افراطی‌گری است، هر روز برای ایجاد یک جمهوری بردبار و غیراتمی مبتنی بر جدایی دین و دولت که به حقوق مردم احترام می‌گذارد، تلاش می‌کند.»
به‌نقل از امضا کنندگان، «شورای ملی مقاومت ایران، در امتداد سفر طولانی‌اش که بیش از نیم قرن قبل شروع شده، دارای آینده نگری، رهبری و شهامت برای پیشتازی این راه جهت ایجاد یک ایران نوین است. وظیفه ایستادن در مقابل این رژیم فاسد و غیرقانونی و اعلام این‌که «دیگر نه» تنها به عهده مردم ایران است ولی جامعه بین‌المللی با محکوم کردن استبداد آخوندها و حمایت از آمال مردم ایران برای یک ایران آزاد و سعادتمند که در اکناف جهان پذیرفته شده و مورد احترام باشد، باید مسئولیتش را ایفا کند».
شهردار سابق نیویورک در میان دهها شخصیت آمریکایی و اروپایی است که در گردهمایی ایران آزاد روز شنبه اول ژوییه، در پاریس سخنرانی خواهد کرد.