۱۳۹۶ شهریور ۲۱, سه‌شنبه

برای کردستان برادرم!


رای سرزمینی مجروح
چه می‌توان سرود
              که شادش کند؟

            چون شمشیری، بر فرق دشمنانش!
و تو از من شعری می‌خواهی

که نمی‌توانمش سرود.
اما
بگیر! برادر گرامی من!
 
شعله‌ای از این آرزو مرا

که ایمانی نیز هست:

          «رنج از گرده‌های کردستان برمی‌خیزد
     چرا که تو دوستش داری

    و زیرا که

برادران و خواهران تو

بر یالها و سینه دشتهایش به خون غلطیده‌اند.

 
و باز هم زیرا که
مشعلی فراراه ماست.
با شعله‌هایی حقیقی
رنج از گرده‌های کردستان برمی‌خیزد
چرا که چشمان مشعلمان فروزان است.
چون شمشیری که از کردستان تو
و خراسان من
دفاع می‌کند.
من دیده‌ام
پیشمرگانی را در هنگام شهادت
و کودکانی
ازخراسان و تهران
که مجاهدانی شدند
و برای کردستان می‌جنگند
م. شوق.

۱۳۹۶ شهریور ۲۰, دوشنبه

خون است و ماندگار


                    نکیسا بامدا         

دادگاه بین المللی نورنبرگ در ۲۰ نوامبر ۱۹۴۵ برای محاکمه ۲۴ تن از سران جنایتکار نازی که در کشتار دسته جمعی انسانهای بیگناه دست داشتند تشکیل شد.
دادگاه نورنبرگ معروفترین دادگاه تاریخ است که به جرم جنایت علیه بشریت، قتل، نابودی، به بردگی کشیدن و تبعید و شکنجه افراد به دلایل سیاسی، نژادی و یا مذهبی برای جنایتکاران و آدمکشان کیفرخواست صادر کرده بود به لحاظ تاریخی و تکاملی نقطه پایان وحشی گری ها و گسترش افکار نژادپرستانه و زندان و شکنجه و به طبع یک دستآورد بزرگ جامعه بشری بود. 
اکنون ۷۲  سال پس از تشکیل دادگاه نورنبرگ، جنبش دادخواهی مردم ایران در راستای به محاکمه کشاندن بین المللی سران جنایتکار جمهوری اسلامی که در قتل عام زندانیان سیاسی سال ۶۷ شرکت داشتند می کوشد این جنایت علیه بشریت را به ثبت برساند تا گوشه ها و زوایای تاریک و پنهان این تراژدی عظیم انسانی بر همگان آشکار گردد. اینکه چه کسانی از صدر تا ذیل در این جنایت شرکت داشتند؟ علاوه بر تهران اعضای هیات مرگ در شهرستانها بویژه شهرهای بزرگ که مملو از زندانی سیاسی بود چه کسانی بودند؟ همچنین بغیر از گلزار خاوران در چه نقاط دیگری زندانیان سیاسی گمنام بصورت جمعی زنده بگور شدند؟ و بالاخره پاسخ خانواده های داغدار و آسیب دیده ایی که هنوز دنبال نشانی از گورهای بی نشان هستند را چه کسی خواهد داد؟ و این گامی مهم در راستای سرنگونی این رژیم می باشد.

جنبش دادخواهی عمیقا بر این باور است که این جنایت علیه بشریت، یک نسل کشی آشکار سیاسی بود و رژیم بحران زده و شکست خورده خمینی از زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز به مثابه بخشی از مقاومت کنندگان خط مقدم مبارزه در هراس بود و برای ادامه بقای حکومت نامشروع و غلبه بر ترس و وارفتگی نیروهایش دست به این جنایت هولناک زد. 
جنبش دادخواهی در تلاش است تا ابعاد این جنایت هولناک که در یک فاصله زمانی کوتاه هزاران زندانی سیاسی را بدون داشتن وکیل یا دادگاهی عادلانه و بدون رعایت مینیمم های حقوق انسانی و فقط براساس فتوای خمینی، توسط مجریان او قتل عام شدند را آشکار سازد. جنبش دادخواهی ثابت کرده است که بر خلاف همه تلاش ها و گمانه زنی های حاکمان و حامیان نظام فاشیستی آخوندی که در طی ۲۹ سال گذشته تلاش می کردند تا با پاک کردن و یا ویروسی کردن حافظه تاریخی، این برگ خونین از تاریخ را پنهان کنند، تلاششان بی ثمر و نیت پلیدشان عبث بوده است و باید بدانند ریختن خون انسانهای بی گناه تاوان سنگینی داشته و دارد و در حافظه تاریخ هرگز فراموش نخواهد شد. چراکه "خون است و ماندگار" 

مردم و مقاومت ایران و نیز خانواده های قربانیان این جنایت با پیوستن به جنبش دادخواهی نشان داده اند که بسیار بر خواسته خود مصصم هستند و عزم جزم دارند تا نگذارند خون این عزیزان پایمال شود. آنها با تلاش و کوشش و پرداخت بها و هزینه بالاخره دنیا را وادار خواهند ساخت تا در برابر این جنایت علیه بشریت توسط یک حکومت قرون وسطایی اعلام موضع کنند. همچنانکه آنها روزی در کمال ناباوری توانستند، نامشان را از لیست ظالمانه تروریستی آمریکا و اتحادیه اروپا خارج نمایند این پروژه را نیز قطعا به ثبت خواهند رساند.
 در پی همین تلاشهای مستمر جنبش دادخواهی بود که دبیرکل سازمان ملل آنتونیو گوترز در گزارش به مجمع عمومی با اشاره به گزارش گزارشکر ویژه حقوق بشر ایران خانم عاصمه جهانگیر ۴ بند این گزارش را به قتل عام سال ۶۷ اختصاص داد. البته این هنوز شروع یک کارزار بزرگ بین المللی است و ما وارد مسیری شده ایم که بدون شک به مقصد خواهد رسید.
خبر مهمتر اینکه عفو بین الملل در توئیتی اعلام کرد: «گزارشگر ویژه سازمان ملل خواستار انجام تحقیق مستقل و همه جانبه درباره کشتار۶۷ شد» و این یک پیروزی دیگر برای مردم ایران است.

آخوند خمینی جنایتکار در آن سال ها در هراس از دست دادن زودهنگام موقعیتی که در واقع هرگز برای قد و قامتش دوخته نشده بود در یک حرکت ضد انسانی و در وحشت از اراده پولادین زندانیان مجاهد و مبارز دستور قتل عام همه زندانیانی را داد که بر سرموضع خود ایستاده بودند، حتی نوجوانانی که بجرم داشتن و خواندن یک نشریه در حال گذراندن دوران محکومیت خود بودند و یا دارای حکم زندان بودند و حتی بسیاری از آنان دوران محکومیت خودشان را نیز به پایان رسانده بودند.
این جنایت با همدستی و همفکری جنایتکارانی مانند خامنه ای و رفسنجانی و احمد خمینی و سران وقت حکومت وعوامل آنها در هیات های مرگ درهمه شهرها و استانها که دنبال سرکوب و از بین بردن همه مخالفان بودند محقق شد.
این جانیان گمان می کردند که با کتمان این جنایت و یا با پنهان کردن اسناد و یا حتی با پوشاندن گورهای این عزیزان و دفن آنان در مکان های نامعلوم و با بکارگیری عوامل خود در منیمیزه کردن ابعاد این جنایت هولناک و تغییر مشخصات و مختصات سیاسی زندانیان موفق می شوند حافظه تاریخی مردم ایران را خدشه دار کنند و با سکوت و انکار آن برای همیشه دستان به خون آلوده شان را در تونل تاریک زمان مخفی نگاه دارند؛ اما مگر می شود خون هزاران هزار انسان بی گناهی که در میانشان زنان باردار و کودکان بدنیا نیامده و افراد سالمند بود را ریخت بی آنکه تاریخ روزی عاملانش را به پای میز محاکمه نکشاند؟ مگر می شود هر گونه قساوت و جنایتی را در حق مردم شریفی که تنها جرمشان آگاهی و آزادیخواهی بود را اعمال کرد بی آنکه روزی فرا برسد تا مجازات و کفاره گناهکاران بدرستی در پیشگاه عدالت و خانواده های قربانیان این جنایت اجرا نشود؟

حال جنبش دادخواهی می رود تا هر چه پویاتر و مستدلتر در مسیر سرنگونی نقش خودش را ایفا کند و در نهایت بوسیله مردم و مقاومت ایران بنیاد ظالمان را براندازد و پرچم عدالت خواهی و صلح و برابری و آزادی را بر قله تاریخ ایران زمین برافرازد. از همین رو جنبش دادخواهی رو به داخل ایران، دارای پتانسیل بسیاری برای رشد و گسترش می باشد، حتی باندهای درونی رژیم را نیز تحت تاثیر قرار داده است که کانون اصلی این مساله مجاهدین خلق ایران می باشند و همه باید خودشان را در رابطه با قتل عام تعیین تکلیف کنند. به همین دلیل این روزها شاهد اعترافات عوامل گوناگون رژیم از هر دو جناح هستیم که ۲۹ سال تلاش کرده بودند آنرا پنهان کنند. عفو بین الملل نوشته بود: اکنون دادخواه این جنبش جوانانی هستند که در سال قتل عام حتی متولد نشده بودند. این است راز ماندگاری این خونها و این از نتایج سحر است.

قدم صدق از محمد اقبال


محمد اقبال

به مناسبت سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین و انتخاب فرخنده و مبارک خواهر مجاهد زهرا مریخى به عنوان مسئول اول سازمان.
هر وقت که یک پیروزى بزرگ براى مقاومت و مجاهدین پیش مى‌آید، یا درخشش مقاومت چشم همگان را خیره مى‌کند، من یک لحظه به یاد «محمد آقا» مى‌افتم: محمد حنیف نژاد. آیا او وقتى در شهریور سال ۱۳۴۴ ایده تأسیس سازمان مجاهدین را به بلوغ رسانده آن را بنیان گذاشت، هرگز در تصورش مى‌گنجید که روزى سازمانش به مرتبتى که امروز دارد، برسد؟ مى توانست تصور کند تنها ۱۳ سال بعد رژیم ۲۵۰۰ سلطنتى طومارش برچیده شود؟ اصلا تصورش را مى‌کرد که روزى از روزگار نشریه ارگان سازمانش پانصد هزار نسخه چاپ شود و در همه شهرستانها بازتکثیر؟ آیا فکر مى کرد که یک ایستادگى و مقاومت سرفرازنه دو و نیم ساله از بهمن ۱۳۵۷ تا خرداد ۱۳۶۰ با انضباطى عمیق و تشکیلاتى در سراسر میهنش از سوى سازمانى که او بنیادش نهاده بود صورت گیرد؟. اصلا فکر مى کرد که سازمانش به آنچنان بلوغ و کیفیتى برسد و آنچنان مقاومتى را پایه بگذارد که رژیمى را که سوار بر موج انقلاب توده ها رهبرى آن را غصب کرده بود، بى آینده کند و افرادش هزار هزار در زندانها و شکنجه گاهها به دشمن دجال ”نه” بگویند و تن به ذلت و خوارى ندهند؟ فکر مى کرد که تنها شهداى سازمانش در دهه شصت شمسى به ۱۲۰ هزار تن بالغ شود و ۳۰ هزار تن از مجاهدینش فقط در برابر یک سؤال قرار دهندهویت سازمانی و تشکیلاتی ات چیست؟: «مجاهد» یا «منافق»؟ و آنها پاسخ دهند که «مجاهد» و اعدام شوند؟آیا به ذهنش خطور مى کرد ارتش آزادیبخش ملى در کنار مرزهاى میهنش شکل بگیرد و خمینى را به سرکشیدن جام زهر وادار کند و یا عملیات فروغ جاویدانى در کار باشد که لرزه سرنگونى را بر سراپاى رژیم ددمنش حاکم بر ایران بیندازد و ۱۵۰ کیلومتر در درون میهن پیشروى کند و رژیم همه ساله سالگرد سرنگون نشدن خود را جشن بگیرد؟و «اشرف» و «لیبرتى» و جنایتها علیه بشریت از شش و هفت مرداد ۱۳۸۸ تا ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ تا قتل عام ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ و حملات موشکى به لیبرتى و داستانها و حکایتهاى بى پایان محاصره و ایستادگى و بالندگى.و این که سازمانش بیش از نیم قرن بعد از تأسیس هنوز غران و خروشان به پیش بتازد؟ آن هم به این گستردگى و شناخته شدگى در ایران و جهان؟ آیا او اصلا به حاکمیت و آلترناتیو اندیشده بود؟و از این قبیل سؤالها که انتها ندارد... و من هر بار در ذهن خودم پاسخ مى‌دهم که مطلقا نه. او فقط یک قدم صدق، گامى از روى راستی، برداشت، فقط همین. نمى‌دانست حتى شش ماه بعد چه مى‌شود، و نمى‌دانست عرض و طول سازمان بعد از یک، دو و سه سال چه خواهد شد چه رسد به چند دهه!. آیا هرگز فکر مى‌کرد که سازمانش پنجاه و دومین سالگرد تولد خود را جشن بگیرد؟ مطلقا نه! قدم محمد آقا آن‌قدر از روى صدق بود که حتى از گذاشتن ”نام” براى سازمانش پرهیز داشت و سازمان بعد از شش سال آن‌هم در زندان، صاحب نام شد، چه نامى؛ ”سازمان مجاهدین خلق ایران”.خوب البته قرار نبود تقریبا همه کادرهاى سازمان شش سال بعد دستگیر شوند و در ظاهر همه چیز برباد رود. مى‌گویند اولین بار که ”محمد آقا” بعد از دستگیرى وارد سلول عمومى شد، یکى از جوانهاى تازه پیوسته آن روزگار به او گفت: ”راستى محمد آقا، چه مى‌خواستیم بکنیم و چه شد؟” باز مى‌گویند که ”محمد آقا” امان نداد و بلافاصله برگشت و با همان لهجه آذریش در حالى که دو دستش را از پهلو به هوا پرتاب مى‌کرد، گفت: ”بابام‌جان په مى‌خواستى چى بشی!؟” و صحنه سلول از همان لحظه چرخید. آخر او فقط یک ”قدم صدق” برداشته بود بدون این که انتظار داشته باشد یا بداند که ”چى مى‌شه؟”.براى نسل جوان امروز ایران که سرمایه و ذخیره‌یى هم‌چون ”مجاهدین خلق” را داراست، امکان ندارد که بتواند چنان ایامى را تصور کند. هرکس آن دوران را گذرانده باشد مى‌تواند به ضرس قاطع بگوید که تنها چیزى که مطلقا در چشم‌انداز نبود، سرنگونى رژیم شاه بود. ۱۲ سال قبلش، قبل از تأسیس سازمان، با سقوط حکومت ملى دکتر محمد مصدق و خیانت حزب توده، همه چیز از میان رفته بود. آن زمانها وقتى با روشنفکرهاى ۳۰، ۴۰ ساله صحبت مى‌کردی، از دوران خوشى یاد مى‌کردند و تنها فرصتى که ملت ایران در اختیار داشت و بعد مى‌گریستند. خودم این صحنه را بارها شاهد بوده‌ام، ناامیدى مطلق. شاه با تأسیس ساواک در سال ۱۳۳۶ نسق همه را کشیده بود. در دوران کوتاه پایان دهه ۳۰ و آغاز دهه ۴۰ و ”فضاى باز سیاسى” کوتاه مدت نیز ته مانده‌هاى جبهه ملى و نهضت آزادى که به مبارزه علنى و مسالمت‌آمیز مى‌اندیشدند همه توان خود را عرضه کرده بودند.و بالاخره در پانزده خرداد ۱۳۴۲ که مردم در مخالفت با استبداد سلطتنى به صحنه آمدند و تظاهراتشان به خاک و خون کشیده شد، آخرین قطرات مبارزه از طریق تظاهرات و این قبیل امور، از بین رفت. خاصه این که خمینى نامى ظاهر شده و به نام اسلام از موضعى ارتجاعى و در دفاع از مالکان و مخالفت با رأى دادن زنان به مخالفت با اصلاحات کذایى شاه پرداخته و نام مقدس اسلام را نیز به نام خود مُهر کرده بود.دانشجویان مسلمان سالهاى آخر دهه چهل، سرگردان و حیران، على شریعتى را یافته بودند اما او نیز پاسخگوى عطش آنان براى مبارزه نبود. من در میان کسانى بودم که مؤمن به اندیشه اسلامى به دنبال شریعتى رفته بودم، اما مشخص بود که در نبرد انقلابى علیه شاه باید چاره یى دیگر اندیشیده مى شد. آن‌دوران چریکهاى فدایى خلق پیش بودند و البته که باید به‌آنها اقتدا مى‌کردیم.آن روزها در دانشکده معمارى دانشگاه ملى که من دانشجویش بودم، ”بچه‌مسلمان”ها معدود افرادى بودند با طیفهاى مختلف. در سلف سرویس دانشگاه ملى بحثهاى ”دانشجویى” جریان داشت. و ما البته با التزام به ”اسلام” خودمان در برابر هوادران و اعضاى چریکهاى فدایى ”لُنگ” مى‌انداختیم و اذعان مى‌کردیم که شما پیش کسوت هستید و در ایران مبارزه انقلابى مسلحانه را شما به پیش مى‌برید و البته با کمال افتخار اعلامیه‌هایشان را پخش مى‌کردیم. اما ته دلم را بگویم آرزویم این بود که کاش ما هم براى خودمان سازمانى داشتیم.حالا تصورش را بکنید. در چنین اوضاع و احوالى، که البته از مدتى پیشش، اخبارى هم از برخى دستگیریها و درگیریها در میان یک جریان مذهبى که چند و چون آن را نمى‌دانستیم، وجود داشت، یک روز، صبح بسیار زود، از سربالایى منتهى به ورودى اصلى دانشکده معمارى پیاده به طرف دانشکده مى‌رفتم. روى در اصلى دانشکده یک اعلامیه چسبیده بود. این کار آن روزها معمول بود. با اشتیاق خواندن یک عملیات دیگر چریکها نزدیک شدم. فقط این چند عبارت یادم مانده است: ”به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران”، ”... و سالم به پایگاههاى خویش بازگشتند”، و بالاخره امضا: ”سازمان مجاهدین خلق ایران”. انگار دنیا را به من داده باشند. شاید بیش از ده بار آن را خواندم. از شادى در پوست خودم نمى‌گنجیدم. منتظر شدم کم کم بچه‌ها مى‌آمدند. یکى از بچه‌هاى مطمئن را پیدا کردم و موضوع را گفتم. شیوه آن روزگار این بود، مى‌رفتیم مى‌ایستادیم پاى اعلامیه تا چند نفر جمع مى‌شدند، وقتى جمع زیاد مى‌شد مى‌رفتیم و تا خلوت مى‌شد مجددا مى‌رفتیم مى‌ایستادیم به خواندن تا جلب توجه کنیم و باز آن‌ها که نخوانده‌اند جمع شوند. یادم هست تا یک ساعت و نیم این کار ادامه داشت و به ”آتلیه” هم که برنامه آن روزمان بود نرفتیم، تا خواندن آن اعلامیه پا گرفت.وقت نهار در یک لحظه که خلوت بود، اعلامیه را کندم، دزدکى رفتم توى یک کلاس، کلمه به کلمه رونویسى کردم و اعلامیه را برگرداندم سرجایش. شب با برادرم عارف تا صبح مشتاقانه بیدار ماندیم و کارمان این بود که با کپیه شاید چهل، پنجاه نسخه از آن را دستى و با خودکار نوشتیم و بردیم پخش کردیم. روز بعد که به دانشگاه رفتم، سراسر سالنهاى ورودى دانشکده‌ها و سلف‌سرویس دانشگاه، پر از همان اعلامیه دستنویس یا تایپى بود. دیدم عجب؛ پس ما تنها نبوده‌ایم. سازمانى که نامش براى اولین بار علنى شده بود چقدر نیرو دارد!.از آن به بعد دیگر سرمان را بالا مى‌گرفتیم. دیگر سازمانى بود که پشتمان به آن گرم باشد و به آن ببالیم. مبارزه مسلحانه در انحصار چپ‌ها، با تمام احترامى که همان موقع هم برایشان قائل بودیم، نبود، ما هم سازمان خودمان را داشتیم، و البته که آنها هم با احترام به‌ما نگاه مى‌کردند. آن موقع هنوز نه ”محمد آقا” را مى‌شناختیم و نه نامى از ”برادر مسعود” شنیده بودیم. چندى بعد دفاعیات مهدى رضایى در جریان محاکمه‌اش، سازمان را به قلب خانه‌هاى مردم برد و دیگر نه فقط در دانشگاه و در میان روشنفکران و دانشجویان بلکه در همه‌جا در میان اقشار مختلف مردم، کارگران، کارمندان، بازاریان و حتى روحانیون در حوزه‌ها، نام مجاهدین پر آوازه شده بود. مادران و پدران از مجاهدین سخن مى‌گفتند و هرکسى در حد وسعش تلاش مى‌کرد که کمکى اگر مى‌تواند به این سازمان بکند.آرى آن قدم صدق و بدون چشمداشت در آن روز، بیش از نیم قرن پیش، در پانزده شهریور ۱۳۴۴ بدون این که چشم‌اندازى وجود داشته باشد، آن‌چنان میوه داده بود و امروز اینچنین به بار نشسته است که مى‌رود تا طومار رژیم ارتجاعى حاکم بر میهنمان را در هم بپیچد. پرودگار قدم صدق و گامى راستین از ما را نزد محمد حنیف و همه کسانى که بى دریغ جان خود را در راه آرمان او فدا کردند، ثابت بدارد و ثبت بفرماید.


۱۳۹۶ شهریور ۱۳, دوشنبه

سرقت توسط بانکها در رژیم آخوندی


سرقت توسط بانکها


روزنامه حکومتی ابتکار با عنوان ”شاهکاری دیگر از بانکها! “نوشت:
در فاصله اجرایی شدن بخشنامه در بانک مرکزی برخی بانکهای خصوصی به تکاپو افتادند و برای نگه‌داشتن منابع و با توجه به این‌که نرخ سود روزشمار به‌طور قابل توجهی کاهش پیدا می‌کرد، سپرده‌های مردم را با روش‌های متفاوت از حساب کوتاه‌ مدت به بلندمدت تغییر                          
                                       


برخی بانکها به مشتریان پیام داده‌اند که... اولاً زمان بسیار کوتاهی برای مشتری تعریف شد از سوی دیگر برخی حتی پیامک را هم دریافت نکردند اما ناگهان با حسابهای روزشماری مواجه شدند که پولی در آن وجود نداشت و دستشان به حسابهای بلندمدتی هم نمی‌رسید چرا که حق برداشت هم نداشتند. اما به هر حال بانک قبل از این اقدام، به مشتری اعلام کرده بود. برخی دیگر از بانکها و مؤسسات برداشت از حساب انجام داده‌اند و مقداری از منابع را در حساب کوتاه مدت نگه‌داشتند. گرچه مجوزی از مشتری دریافت نکرده‌ بودند و مشتری در مقابل کار انجام شده قرار گرفت. اما اقدام عجیب دیگری از سوی یک مؤسسه خصوصی اتفاق افتاده است. این مؤسسه از حسابهای کوتاه مدت عادی که سود حدود ۲۲درصد به آن تعلق می‌گرفته، مبلغی را بر اساس درصدی از مانده حساب برداشت کرده و تنها پیامکهای برداشت است که صاحب حساب را از جریان تغییرات آگاه می‌کند. وقتی که به شعبه مراجعه می‌کند متوجه می‌شود که مؤسسه به‌طور خودکار و در نیمه‌شب از حساب وی برداشت و منابع آن در حساب بلندمدت بلوکه کرده است... 

بدتر اینجاست که وقتی سپرده‌گذاران گله می‌کنند که اصلاً تمایلی به تغییر حساب و واریز آن به بلندمدت نداشتند، مؤسسه می‌گوید برای این‌که سودهای شما در روزشمار کم می‌شد این اتفاق افتاده است. اما اگر بخواهید از حساب بلندمدتی که با سود ۲۲درصد برای شما تشکیل شده برداشت کنید، جریمه شده و سود تعلق گرفته به شما ۸درصد خواهد بود! 

اکنون مشتری چنین بانکهایی در شرایطی مانده‌اند که نمی‌توانند از منابع خود استفاده کرده و باید برای برداشت از پولی که متعلق به آنهاست به بانک جریمه پرداخت کنند.

۱۳۹۶ شهریور ۱, چهارشنبه

عفو بین‌الملل:‌ اعتصاب‌غذای زندانیان زندان گوهردشت کرج در اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان ادامه دارد


اعتراض عفو بین‌الملل به رژیم آخوندی

عفو بین‌الملل روز گذشته 31مرداد 96 بیانیه‌یی در مورد اعتصاب غذای جمعی از زندانیان سیاسی گوهرشت در اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان منتشر کرد. در این بیانیه آمده است:
جمعی از زندانیان سیاسی و عقیدتی گوهردشت در اعتراض به شرایط بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز در این زندان فوق امنیتی دست به اعتصاب‌غذا زده‌اند.
زندانیان سیاسی اخیراً به بند جدیدی منتقل شده‌اند که شرایط آن خفقان آور توصیف شده است. آنها در اتاقهایی با پنجرههایی که با ورق فلزی پوشانده شده، نگهداری می‌شوند و از دسترسی به آب آشامیدنی سالم، غذا و تخت کافی محروم گشته‌اند. آنها هم‌چنین از ملاقات حضوری با خانواده و دسترسی به تلفن که معمولاً در سایر نقاط زندان موجود است، منع شده‌اند.
ماگدلنا مغربی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقا عفو بین‌الملل: «این واقعاً مایه سرافکندگی است که شرایط یک زندان آن‌قدر نامناسب شود که زندانیان احساس کنند باید برای رعایت ابتدایی‌ترین استناداردها برای حفظ کرامت انسانی دست به اعتصاب‌غذا بزنند. این وضعیت ضرورت فوری اصلاح نظام بیرحمانه زندانها در ایران را برجسته می‌کند.» 

در روز ۸مرداد، حدود ۵3زندانی سیاسی با خشونت به بند 10زندان گوهردشت منتقل شدند.
دست کم 17زندانی سیاسی در اعتراض به این انتقال دست به اعتصاب‌غذا زده‌اند.
بر اساس اطلاعاتی که توسط سازمان عفو بین‌الملل به دست آمده، در روزهای نخستین، مقامات به قصد تنبیه اعتصاب کنندگان، برخی از آنها را تا حداکثر 12روز در سلول انفرادی نگه‌داشتند.
ماگدلنا مغربی: «مقامات ایران با زندانی کردن دهها زندانی عقیدتی پس از محاکمه‌های به‌شدت ناعادلانه تعهدات حقوق‌بشری خود را زیر پا گذاشته‌اند. زندانیان عقیدتی اصلاً نباید پشت میله‌های زندان باشند اما به جای آن که از زندان آزاد شوند، با نگهداری در شرایط اسفناک مورد آزار و مجازات مضاعف هم قرار می‌گیرند.» 

عفو بین‌الملل اطلاعاتی مبنی بر این‌که مقامات زندان پنجرههای بند 10را با ورقه‌ای فلزی پوشانده و تمام درها و منافذ را جوشکاری کرده دریافت کرده است. این امر موجب گردش هوای محدود و بوی نم در اتاقها شده و سلامت زندانیان، به‌ویژه کسانی که از بیماریهای جدی رنج می‌برند، را به خطر انداخته است.
زندانیان هم‌چنین از اقدام بی‌سابقه نصب دهها دوربین امنیتی و دستگاههای شنود در سرتاسر این بند زندان، حتی در توالتها و حمامها، ابراز خشم کرده‌اند، که مصداق نقض جدی حق حریم خصوصی آنها است.
به نظر می‌رسد این اقدامات سرکوبگرانه همراه با ممنوعیت دسترسی به تلفن و ملاقاتهای حضوری، بخشی از تلاش هماهنگ مقامات رژیم ایران است برای از بین بردن ارتباط زندانیان سیاسی با دنیای خارج و محدود کردن درز اطلاعات درباره موارد متعدد نقض حقوق‌بشر که زندانیان به‌طور مرتب در زندان گوهردشت از آن رنج می‌برند
زندانیانی که در بند 10هستند به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند، زیرا دستگاههای تصفیه آبی که آنها با هزینه خود آن را خریداری کرده‌اند پس از انتقالشان جابه‌جا نشدند. مقامات هم‌چنین اجازه انتقال یخچال، غذا و وسایل آشپزی که زندانیان به تدریج در طول سالها با بودجه خود خریداری کرده‌اند را نداده و زندانیان مجبور شده‌اند تا با غذای زندان سر کنند.
ماگلدنا مغربی: «شرایط وحشتناک زندان گوهردشت به یک الگوی رفتاری بی‌رحمانه و غیرانسانی اشاره دارد که مقامات ایران در برخورد با انسانهای در بند دائماً به کار می‌گیرند. بر اساس استانداردهای بین‌المللی حقوق‌بشر، با همه زندانیان باید با کرامت و انسانیت رفتار شود. کسانی که نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی هستند باید به بیمارستانهای خارج از زندان منتقل شوند.» 



در جریان انتقال به بند 10، زندانیان گفته‌اند که توسط مأموران مورد ضرب ‌و شتم قرار گرفته و هم‌چنین از برداشتن داروهای تجویزی و وسایل شخصی از جمله لباس، کتاب و نامهشان جلوگیری شده است. مأموران متعاقباً بعضی از وسایل شخصی آنها، از جمله دفترچه‌های یادداشت، نامه، عکس و دیگر اشیایی که آخرین منبع آرامش خاطر آنها در شرایط سخت زندان بوده، را از بین برده‌اند.

زندانیان در اعتصاب‌غذا خواسته‌های متعددی دارند از جمله بازگشت وسایل شخصی، جبران خسارت و رسیدگی فوری مقامات به شرایط اسفناکی که سلامت جسمی و روانی آنها را در معرض خطر جدی قرار داده است.
سازمان عفو بین‌الملل از مقامهای رژیم ایرانی خواسته تا اجازه دهند بازرسان بین‌المللی، از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل‌متحد در مورد وضعیت حقوق‌بشر در ایران، به‌طور مستقل و بدون اعلام قبلی از زندان گوهردشت و سایر زندانهای کشور بازدید به‌عمل آورند.

۱۳۹۶ مرداد ۳۱, سه‌شنبه

تجمع اعتراضی بیش از ۳هزار تن از بازنشستگان در مقابل مجلس ارتجاع

تجمع اعتراضی بازنشستگان - 31 مرداد 96

بنا‌ به گزارشهای دریافتی از صبح امروز سه‌شنبه سی و یکم مرداد 96؛ بیش از ۳ هزار نفر از بازنشستگان در مقابل مجلس ارتجاع تجمع اعتراضی برگزار کردند. این بازنشستگان از استانهای تهران؛ البرز؛ مرکزی؛ اصفهان؛ خراسان جنوبی؛ خراسان شمالی؛ خراسان رضوی؛ گیلان؛ مازندران و کرمانشاه هستند.
 
  تجمع اعتراضی بیش از ۳هزار تن از بازنشستگان در مقابل مجلس ارتجاع
 تجمع اعتراضی بیش از ۳هزار تن از بازنشستگان در مقابل مجلس ارتجاع
آنها شعار می‌دهند:‌ ما بازنشستگانیم از یاد رفتگانیم
حقوق ما یك میلیون خط فقر چهار میلیون
معیشت منزلت سلامت حق مسلم ماست
ظلم و ستم باقیه سفره ما خالیه
تجمع‌کنندگان دستنوشته‌ها و بنرهایی را حمل می‌کنند که بر روی آنها نوشته شده:
تا زمانی که زیر خط فقریم؛ مطالبه‌گر خواهیم ماند
تا پایان دریافت مطالباتمان می‌ایستیم
تبعیض تا کی؟
می زنم فریاد هر چه باداباد
ما خواهان بیمه کامل و جامع که حق قانونی ماست هستیم
ما خواستار افزایش حقوق به میزان ۴میلیون تومان خط فقر می‌باشیم.
در این تجمع فعالان فرهنگی و عضو کانون صنفی معلمین در پیشاپیش بازنشستگان حضور دارد. جمعیت هم‌چنان رو به افزایش است.
 تجمع اعتراضی بیش از ۳هزار تن از بازنشستگان در مقابل مجلس ارتجاع
  تجمع اعتراضی بیش از ۳هزار تن از بازنشستگان در مقابل مجلس ارتجاع
 تجمع اعتراضی بیش از ۳هزار تن از بازنشستگان در مقابل مجلس ارتجاع
 تجمع اعتراضی بیش از ۳هزار تن از بازنشستگان در مقابل مجلس ارتجاع

تجمع اعتراضی بازنشستگان کشوری در مقابل مجلس ارتجاع جمعی از بازنشستگان فرهنگی و دیگر ارگانهای دولتی امروز صبح سه‌شنبه 31مرداد 96 با تجمع در مقابل مجلس ارتجاع دست به اعتراض زدند.
این تجمع از ساعت 10 صبح آغاز شد و تجمع‌کنندگان خواستار افزایش مستمریهای بازنشستگی، اجرای قانون همسان‌سازی و ارتقای خدمات بیمه‌ای شدند.

۱۳۹۶ مرداد ۲۹, یکشنبه

سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال


سخنرانی مریم رجوی

دادخواهی قتل‌عام‌شدگان بخش ضروری کارزار ملت ایران برای سرنگونی :

سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
خواهران و برادران عزیز!
دوستان بزرگوار مقاومت ایران!
به‌همه شما درود می‌فرستم.
حضور شما حامیان مقاومت، در گردهم‌آیی دادخواهی قتل‌عام‌شدگان مایه پشتگرمی این جنبش است.
این اجتماع، یک اجتماع فوق‌العاده است: در میان شما مجاهدان آزادی که این جا حضور دارید، ۹۲۰نفر، سالها در زندانهای شاه و شیخ بوده‌اید. حدود ۱۰درصد در زمان شاه و ۹۰درصد در زمان شیخ. از پنج تا ۱۰سال و حتی ۱۲، ۱۳یا ۱۵سال و حتی ۱۷سال. مسعود در سال ۸۸گفته بود که اسامی و مشخصات همه زندانیان، آن زمان که در اشرف بو دید برای همه ارگانهای بین‌المللی فرستاده شد.
یک بار پروفسور آلن درشویتز، حقوقدان صاحب‌نام آمریکا گفت: اشرفی‌ها «متمرکزترین گروه شاهدان جنایت‌های رژیم ایران در دنیا هستند» و خواستار آن شد که جهان، از این شاهدان حفاظت کند.
به‌یکایک شما درود درود درود!
 سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷

بالاترین گرامیداشت قهرمانان سال ۶۷

هر ایرانی آزاده‌یی، نسبت به‌قهرمانان سال ۶۷ادای احترام می‌کند و یاد آنها را گرامی‌می‌دارد. اما بالاترین و پرقیمت‌ترین گرامیداشت را شما انجام دادید. شما که از شکنجه‌گاهها و قتل‌عام‌ها، خود را به اشرف رساندید.
شما داغ و جراحت شکنجه‌ها را بر تن‌هایتان داشتید، اما متوقف نشدید. در اشرف و لیبرتی در محاصره رژیم، رنج ها کشیدید، و آن پایداری بزرگ را بر روی شانه‌های مجروح‌تان حمل کردید. شما مظلومیت‌ آنها را بازگو کردید. تسلیم‌ناپذیری‌ آنها را بیان کردید و پیام‌شان را به‌همه رساندید. و راستی چه گرامیداشتی برای آن شهیدان، از این مؤثرتر و شایسته‌تر؟ 
 سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
 
من بارها از شما شنیدم که از مجاهدین دلیری می‌گفتید که در دوران اسارت و در برابر شکنجه‌گران و جلادان، به مسعود درود می‌فرستادند و با نام او بر تیرک اعدام بوسه می‌زدند.
آنها در تکرار این سرخ‌ترین نام زمانه ما، فقط نمی‌خواستند عشق و ایمان خود را به‌ او بیان کنند، بلکه پیامی هم برای هر یک از ما داشتند. پیام‌شان این بود که‌ای مجاهدینی که در این مسیر گام برمی‌دارید، ای نسل‌هایی که پس از ما می‌آیید، ای جوانانی که داستان تمام نشده ما را می‌شنوید،
راه و آرمان مسعود را در پیش بگیرید، راه قیمت دادن برای آزادی، راه نبرد بی‌امان برای برابری، و راه نبرد برای جامعةی عاری از ستم، عاری از تبعیض و عاری از جهل و فریب.

بنیانگذاران سنت «سر موضع بودن»

حکم این کشتار هولناک را خمینی صادر کرد. همان روزها، او در پاسخ به اعتراض جانشین وقت خود، منتظری، نوشت: «مسئولیت شرعی این حکم با من است» و آرزو کرد که مجاهدین نابود شوند. حالا او لعنت مجسم تاریخ است و مجاهدین شعله‌های امیدند و الهام‌بخش آزادی.
دو هفته دیگر پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران است. بنیانگذاران ما، این سازمان را برای آزادی و ازبین‌بردن هرگونه ستم، تأسیس کردند. و برای آن جانهای خود را فدا کردند. آنها به‌همه اعضای مجاهدین آموزش دادند که همیشه بنیان‌گذار ارزش‌های نو و راه‌گشا باشند و رمز وراز آن یعنی صداقت و فداکاری را به ما آموختند.
 
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
 
مجاهدین قتل‌عام شده در سال ۶۷، به همین راه و رسم وفادار بودند. آنها بر سر موضع خود، برای نبرد در برابر ولایت فقیه، ایستادند. آنها بنیان‌گذار سنتی شدند که «سر موضع بودن» نام گرفت. و جنبش ما به‌ این دلیل ماندگار و رویان است که بر سر موضع آزادی مردم ایران ایستاده است.
آینده ایران و آزادی مردم ایران، از همین راه به‌دست می‌آید:‌ از راه سرموضع بودن. یعنی پرچم سرنگونی خلافت ارتجاعی را در اهتزاز نگه‌داشتن و قیمت آن را پرداختن.

آخرین پیام‌های سربداران آزادی

پس به‌یاد قهرمانان قتل‌عام شده جملاتی از نوشته‌ها و آخرین پیام‌هایشان را یادآوری می‌کنیم:
داریوش رضایی از فرزندان مردم ماهیدشت کرمانشاه در سروده‌یی برای آزادی می‌گوید:
«ای آزادی!
نه تو تشنه به خونی،
نه ما بیزار ز خون خویش!
افسوس که جلادان بدکیش
گذرگاه میانمان را به خون آغشته‌اند».
و این جملاتی از نوشته‌های یک مجاهد دلیر به‌نام زهرا بیژن‌یار که سال‌ها در قزل‌حصار زندانی بود، خطاب به یکی از بستگانش است:
«این را فهمیده‌ام که ظالمان تاریخ، حتی اگر اعضای بدن ما را قطعه‌ قطعه کنند، حیات را تا زمانیکه در ایمان‌مان ثابت باشیم، از ما نمی‌گیرند. بلکه زندگی را زمانی از ما خواهند گرفت که ایمان و قلب خودمان را بهآنها بفروشیم و این رمز مقاومت و ایثار همه بشریت می‌باشد. برایم از خداوند بخواه که به‌من یقین و باوری بدهد که هیچ‌گاه خواست خود را به‌خواست او ترجیح ندهم».
 سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
 
 
و احمد رئوف از فرزندان مردم رشت گفته است: تمام مدت که مرا می‌زدند اسمم را می‌خواستند. من می‌دانستم که اسمم را می‌دانند اما به آنها چیزی نمی‌گفتم. می‌خواستم آبدیده‌شدن فولاد را آزمایش کنم.
حالا به‌دیدن صحنه‌یی می‌رویم که ۲۹سال پیش در همین روزها، مردم شهر گچساران در جنوب ایران دیدند. در میدان اصلی شهر، جسد دختری از دار آویخته شده بود. او معصومه برازنده بود و هنگام اعدام فقط ۲۰سال داشت.
بر روی لباسش این نوشته دیده می‌شد: این کسی است که جوانان را به‌نزد مجاهدین می‌برد.
 
 دادخواهی قتل‌عام‌شدگان بخش ضروری کارزار ملت ایران برای سرنگونی
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
 
معصومه برازنده به‌آسمان پرکشید. اما هم‌چنان جوانان را به‌نزد مجاهدین می‌آورد.
و حالا پس از ۲۹سال، عفو بین‌الملل در گزارش خود می‌نویسد: نسلی که پس از سال ۵۷به‌دنیا آمده دادخواه خون قتل‌عام شدگان است.
و سرانجام می‌خواهم از منیره یاد کنم. منیره رجوی در دوران اسارت، یار و غمخوار همه زندانیان همبندش بود. یک زن رها و از خود گذشته. از یاد نمی‌بریم کلماتی را که در زندان به‌هم‌بندی‌هایش گفته بود: «این‌ها می‌خواهند انسانیت آدم را نابود کنند و باید با همین هم جنگید. باید هرچه بیشتر عاطفه‌هایمان را نثار کنیم».
به یاد همه این قهرمانان یک دقیقه کف می‌زنیم.

شکست توطئه سکوت و پنهان‌کاری درباره قتل‌عام سال ۶۷

در یک سال گذشته دادخواهی قتل‌عام‌شدگان در داخل و خارج ایران گسترش یافته است. در مقابل، رژیم آخوندی به‌تلاش‌های زیادی دست‌زده تا این جنبش را خنثی کند. اما کارنامه‌اش چیزی نبوده جز رسوایی و شکست.
آخوندها ناچار شدند از سیاست پنهان‌کاری درباره قتل‌عام سال ۶۷عقب‌نشینی کنند. توطئه سکوت‌ شکست خورد. مقامات رژیم تلاش کردند دلایلی برای این کشتار بزرگ ارائه کنند. اما حتی نتوانستند بسیاری آخوندهای حکومتی را به‌دفاع از فتوای خمینی بکشانند. در حقیقت، چشم‌انداز سرنگونی، زبان مدافعان و همسویان رژیم را بند آورد.
در مقابل، زبانهای بسیاری به دفاع از مجاهدین باز شد، چشم‌های بسیاری به‌حقانیت راه و آرمان مجاهدین گشوده شد. به‌طوری که در سراسر این یک‌سال، آخوندها بارها گفتند و نوشتند که مجاهدین در جامعه ایران تطهیر شده‌اند. این‌هم شکست بزرگ دیگری برای رژیم ولایت‌فقیه بود.
 
 سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
 
پس از انتخابات فرمایشی، خامنه‌ای اوضاع اجتماعی را این‌طور جمع‌بندی کرد که جای جلاد و شهید عوض شده است.
بله، ما توانستیم الگوی تبلیغات رسمی را شکست بدهیم؛ همه دیدند که خامنه‌ای سرمایه‌گذاری سیاسی بزرگی کرد تا رئیسی، عضو هیأت مرگ را رئیس‌جمهور خود کند. اما در برابر جنبش دادخواهی شکست خورد.
قتل‌عام سال ۶۷، شناسنامه و برگه هویت رژیم ولایت فقیه است. می‌بینید که آخوند روحانی در چهار سال اول خود، پورمحمدی یک عضو هیأت مرگ را وزیر دادگستری کابینه خود کرد و حالا برای چهار سال دوم یکی از اعضای هیأت مرگ در خوزستان را به‌عنوان وزیر دادگستری معرفی کرده است. اتحادیه‌ اروپا پیش از این، نام این وزیر جدید، یعنی آوایی را در لیست ناقضان حقوق‌بشر قرار داده بود.
واقعیت این است که هیچ‌کدام از جناح‌های رژیم، نمی‌توانند و نمی‌خواهند از این جنایت فاصله بگیرند. به همین دلیل در یک سال گذشته در برابر جنبش دادخواهی، تعدادی از رسواترین آدم‌کشان رژیم تلاش کردند از قتل‌عام دفاع کنند. این اعتراف‌ها، از مهم‌ترین اسناد مجرمیت سران رژیم است و باز هم اثبات کرد که این حق مردم ایران است که این رژیم را سرنگون کنند.
اما این‌که شما آنها را مجبور به اعتراف کرده‌اید، از دستاوردهای جنبش دادخواهی در این یک سال است. این اعتراف‌ها، به‌خصوص از آنجاکه به‌تازگی صورت گرفته، می‌تواند مبنای کار یک کمیسیون تحقیق بین‌المللی درباره قتل‌عام سال ۶۷باشد.
هم‌چنین، ضروری است که شورای امنیت ملل‌متحد، با ارجاع موضوع به دادگاه جنایی بین‌المللی، ترتیبات محاکمه سران این رژیم و مسئولان این قتل‌عام را فراهم کند.
رویکرد با این نسل‌کشی، و جنایت علیه بشریت، آزمایش وفاداری جامعه بین‌المللی، به ارزش‌های حقوق‌بشری است. چنان‌که مسعود سال‌ها پیش گفته است محاکمه و مجازات عاملان و آمران قتل‌عام، حق مردم ایران، حق جامعه بشری و حق مجاهدین و خلق آن‌هاست.
 دادخواهی قتل‌عام‌شدگان بخش ضروری کارزار ملت ایران برای سرنگونی
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
 
به‌یمن فعالیت‌های ارزنده یکساله شبکه مقاومت در داخل ایران، ما امروز مدارک و شواهد بسیاری در دست داریم. از جمله:
شمار زیادی از اسامی شهیدان، اسامی ۱۱۲تن از اعضای «هیأت مرگ» در تهران و سایر استان‌ٰها که اکثریت قریب به اتفاق آنها هم‌چنان در مناصب کلیدی این رژیم قرار دارند.
هم‌چنین، اسامی و مشخصات ۲۱۳تن از مجریان فرامین مرگ در ۳۵شهرستان و شمار زیادی مزار جمعی شهیدان که تا به‌حال پنهان بوده است.

یک دستاورد ذیقیمت، برای تقدیم به مردم ایران و همه مبارزان جنبش دادخواهی

واحد تحقیق شهیدان در سازمان مجاهدین خلق ایران، به‌تازگی اسامی صدها شهید قتل‌عام را از داخل کشور به دست آورده است. یکایک نام‌های به دست آمده مورد تحقیق و بررسی کافی قرار گرفته و پرونده آنها کامل شده است. بر این اساس، امروز اسامی ۴۲۶تن از مجاهدان قتل‌عام‌شده که تاکنون منتشر نشده، اعلام می‌شود.
هم‌چنین چاپ جدید کتاب جنایت علیه بشریت، به زبان انگلیسی شامل اسامی و مشخصات بیش از ۵۰۰۰شهید مجاهد خلق منتشر شده است. این کتاب، شامل صدها قطعه عکس‌های شهیدان و تصاویر مزارهایشان است.
این کتاب، در آستانه پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران، به ملت ایران تقدیم می‌شود.
 دادخواهی قتل‌عام‌شدگان بخش ضروری کارزار ملت ایران برای سرنگونی
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
کار واحد تحقیق شهیدان ادامه دارد. و شمار بسیاری از نام‌ها و مشخصات شهیدان در دست تحقیق است که پس از تکمیل پرونده آن‌ها، به‌اطلاع عموم می‌رسد. همین جا از عموم هموطنان می‌خواهم برای یافتن اسامی و مشخصات و عکس‌های شهیدان ما را یاری کنند.
هم‌چنین از هموطنان به‌ویژه هواداران مجاهدین در داخل ایران که برای جمع‌آوری اسامی جدید تلاش کردند، سپاسگزاری می‌کنم.
آری، سطر به سطر این پرونده عظیم، باید روشن شود، باید روشن شود که در زندان اهواز چه گذشته است. یا در زندان‌ مشهد، زندان تبریز، زندان شیراز، زندان اصفهان، زندان کرمانشاه، زندان قم، یا سایر شهرها.
از نخستین روزهای شروع قتل‌عام، رژیم در خارج زندانها هم، شمار زیادی از هواداران مجاهدین یا زندانیان سابق را دستگیر و اعدام کرد.
باید روشن شود که در آن زمان چه کسانی دستگیر و اعدام شدند. و باید روشن شود که در محاکمه‌های صحرایی در مناطق غرب کشور چه گذشت.
در آن زمان، دادگاه ویژه تخلفات جنگی، تغییر مأموریت یافت و به‌خدمت ماشین کشتار درآمد. دژخیمانی مانند رازینی از مقامهای کنونی دیوان عالی رژیم و آخوند سلیمی عضو سابق شورای نگهبان، گردانندگان محاکمه‌های صحرایی بودند. آنها به‌اعدام گروه‌هایی از مردم شهرهای غرب ایران دست زدند. جوانانی را اعدام کردند که به‌یاری ارتش آزادیبخش رفته بودند، اما آخوندهای حاکم تاکنون هیچ خبری از آن بیدادگاهها و کشتارها منتشر نکرده‌اند.
 
 دادخواهی قتل‌عام‌شدگان بخش ضروری کارزار ملت ایران برای سرنگونی
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
تأکید ما بر انتشار این حقایق، خواسته‌هایی است که در این ۲۹سال، بارها اعلام کرده‌ایم.
در سال ۷۴رژیم به بازدید پروفسور کاپیتورن گزارشگر ویژه سازمان ملل از ایران تن داد. در آستانه سفر او، مسئول شورای ملی مقاومت در تلگرامی، ۱۵سوال اساسی را مطرح کرد. در این تلگرام که به‌تاریخ ۲۰بهمن ۷۴در نشریه ایران‌زمین ۲۳بهمن همان سال درج شده، از جمله آمده:
ـ حکومت آخوندی تاکنون چه‌تعداد از زندانیان سیاسی را اعدام نموده و چه‌تعداد از آنها در زیر شکنجه و در زندانهای این رژیم جان سپرده‌اند؟
ـ در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان و پاییز ۶۷، که حتی آقای منتظری جانشین وقت خمینی بدان معترض بود، چند‌نفر اعدام شده‌اند؟
ـ اجساد اعدام شدگان در کجا دفن شده‌اند و آیا خانواده‌ها و بستگان آنها هم‌چنان از محل دفنشان بی‌اطلاعند و از رفتن بر‌سر مزار شهیدان محروم و ممنوع هستند؟
و گورهای جمعی در کجا هستند و چند‌نفر، با چه مشخصاتی در آنها دفن شده‌اند؟
بله، ما از پا نخواهیم نشست. تا زمانی که یک به‌یک این پرونده‌ها باز شود. ما از پا نخواهیم نشست تا همه کسانی که مرتکب جنایت علیه بشریت شده‌اند، در پیشگاه مردم ایران محاکمه شوند.

دادخواهی قتل‌عام‌شدگان بخش ضروری کارزار ملت ایران برای سرنگونی

سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷

۱۳پرونده‌ جنایت و خیانت رژیم ولایت فقیه

رژیمی که خون فرزندان رشید ایران را ریخت، پس از آن ریختن هر خونی را مباح دانست و زیر‌پاگذاشتن همه مرزهای اخلاقی و انسانی را برای خود مجاز دید. امروز جنبش دادخواهی، رژیم ولایت فقیه را به‌لرزه در آورده و همه پرونده‌های جنایت و خیانت آن را هدف قرار می‌دهد. از جمله:
-اعدام های جمعی دهه ۶۰
-قتل‌عام‌ها در کردستان ایران
-فرستادن اجباری هزاران هزار نوجوان به‌میدانهای مین در جنگ با عراق، و سایر جنایت‌های جنگی
-‌قتل‌های زنجیره‌یی
-‌ترور صدها مخالف در خارج ایران
-‌سرکوب خونین قیام قزوین
-‌سرکوب قیام های سال ۸۸و فجایع زندان کهریزک
-‌تعدی سیستماتیک به زنان زندانی
-‌ماجرای مثله کردن اسقف‌های مسیحی
-‌کشتار مکرر هموطنان عرب ما در خوزستان
-‌انفجار بمب در حرم امام رضا
-‌عملیات تروریستی علیه کشورهای دیگر از جمله درخانه خدا در مکه
-‌و پرونده هفت حمام خون در اشرف و لیبرتی به‌ویژه قتل‌عام ۵۲مجاهد خلق در ۱۰شهریورسال ۹۲
این ۱۳پرونده، نمونه‌های مهم تبهکاریهایی است که تاریخچه رژیم را تشکیل می‌دهد. هر قدر که جنبش دادخواهی پیش برود، این پرونده‌ها را از تاریک‌خانه آخوندها بیرون می‌کشد.
 دادخواهی قتل‌عام‌شدگان بخش ضروری کارزار ملت ایران برای سرنگونی
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷

دادخواهی، کارزار بزرگ ملت ایران برای گسترش نبرد و مقاومت

دادخواهی قتل‌عام‌شدگان یک مسأله ملی و یک بخش ضروری از کارزار بزرگ ملت ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. این کارزار برای گسترش مقاومت و نبرد، برای به‌زیر کشیدن استبداد مذهبی و تحقق آزادی، دموکراسی و برابری است.
به‌همه به پاخاستگان علیه رژیم ولایت فقیه درود می‌فرستیم. از همین جا به زندانیان سیاسی ایران سلام می‌کنیم، به‌ویژه زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت ، که در این روزها به‌اعتصاب‌غذا دست زده‌اند، درود به‌عزم و مقاومت‌ همه آن‌ها.
یقین دارم که رژیم ولایت فقیه با قیام و مقاومت مردم ایران و با ارتش آزادی و هزار اشرف سرنگون خواهد شد.
خون شهیدان می‌جوشد و رود خروشان خون آنها ضامن پیروزی خلق ماست.
درود بر همه شما.